فصل ياء « 1 »
يزك « 2 » : نوبت داشتن بود بر درگاه ملوك . حكيم انورى گفت :
بيت
اى سپاهت را ظفر لشكركش و نصرت يزك * نه يقين بر طول و عرض « 3 » لشكرت آگه نه شك
يشك « 4 » : دو معنى دارد اول چهار دندان پيش سباع بود [ و ] از ماران نيز باشد . عنصرى گفت :
بيت
بسپاريم دل بجستن جنگ * در دم اژدها ويشك نهنگ
دوم « طل » باشد يعنى شبنم كه بامداد بر روى گياهى نشيند .
هامش
( 1 ) - ك : عنوان را ندارد
( 2 ) - ك : « يزك - نوبت داشتن است در درگاه ملوك در لشكرها » و مثال را ندارد
( 3 ) - ط : عرض و
( 4 ) - ك : « يشك - چهار دندان پيش سباع است و بمعنى شبنم نيز آمده است » و مثال را ندارد / ط : نشك