فصل نون « 1 »
ناك « 2 » : لفظى است كه بر مشابهت دلالت كند گويند : « هوسناك و خندهناك و انديشهناك و غير آن » . كسائى « 3 » گفت :
بيت
كافور تو بالوس « 4 » بود مشك تو با ناك « 5 » * بالوس تو كافور كنى دائم مغشوش
ناوك « 6 » : تيرى كوچك كه آن را در غلاف چوبين يا آهنين كه مانند ناوى باريك باشد كنند و بعد از آن در كمان نهند و بيندازند و بدان سبب او را ناوك نام نهند و ناوك خوانند [ بيت « 7 » ]
به پيشت زنده پيلان بر نشسته ناوك اندازان * چو عفريتان آتشبار بر تلهاى خاكستر
و پدرم گفت رحمة اللّه عليه :
بيت
بامرت ماه را بر تير دوزند * دليرانت به زخم تير ناوك
نسك « 8 » : بفتح نون و سكون سين دو معنى دارد اول « عدس » باشد . منجيك « 9 » گفت :
بيت
آنكو ز سنگ خارا آهن برون كشد * نسكى « 10 » ز كف تو نتواند برون كشيد
دوم جزويست از اجزاء كتاب گبران كه مانند قرآن سورت سورت باشد هر يك را از آن نسكى « 11 » خوانند . خسروانى گفت :
بيت
چه مايه زاهد و پرهيزكار و صومعگى * كه نسكخوان شد بر عشقش و ايارده گو « 12 »
نشك « 13 » : درخت نار باشد و قيل « 14 » دندان پيش سباع .
رودكى گفت :
بيت
آنكه نشك آفريد و سرو سهى * و آنكه بيد آفريد و نار و بهى
نغوشاك « 15 » : مذهبى است از مذاهب گبران و گويند « جهود » باشد . ابو شكور گفت :
بيت
سخنگوى گشتى « 16 » سليمانت كرد * نغوشاك بودى مسلمانت كرد
نلك « 17 » : آلوى كوهى باشد . بو المؤيد گفت :
بيت
صفراى مرا سود ندارد نلكا * درد سر من كجا شناسد علكا
نمتك « 18 » : بفتح نون و سكون تاء « 19 » و كاف « زعرور « 20 » »
هامش
( 1 ) - ط : از « بهانه » تا « نون » در حاشيه . / ك : عنوان را ندارد
( 2 ) - ك : « ناك - لفظيست كه بر مشابهت دلالت كند چون دردناك و صعبناك »
( 3 ) - ط : كيانى ( متن از « لفس 252 » ) و در « متن لف 252 » :
رودكى
( 4 ) - ط : مالوس
( 5 ) - ط : ناپاك
( 6 ) - ك : اين لغت را ندارد
( 7 ) - ط : گوينده شناخته نشد
( 8 ) - ك : « نسك - بفتح نون و سكون سين عدس باشد . منجيك گفته :آنكو ز سنگ خارا آهن برون كند * از كف تواند او برون كشيد ( كذا )2 - نسك چيزيست از اجزا و كتاب گبران مانند قرآن سوره سوره » و بقيه را ندارد
( 9 ) - ط : مچنك
( 10 ) - ط : بشكى
( 11 ) - ط : جزوى ( متن از « لف 265 » )
( 12 ) - ط : همى ده كوى ( متن از لف 265 )
( 13 ) - ك : « نشك - درخت انار باشد » و بقيه را ندارد
( 14 ) - ط : قبل
( 15 ) - ك : « نغوشاك - مذهبيست از مذاهب گبران » و بقيه را ندارد
( 16 ) - ط : سخنكوى و كشتى ( متن از « لف 251 » ]
( 17 ) - ط : تملك / ك : « نلك - آلوى كوه است . » و مثال را ندارد
( 18 ) - ط : نمنك / ك : « نهتك - غرور ( كذا ) است و آن ميوهايست كوچك سرخ كه از درخت كيل رويد . » و مثال را ندارد
( 19 ) - ط : يا
( 20 ) - ط :
و غرور ( متن از « لف 196 » )