تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحاح الفرس ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
يعنى روشنى و درخشندگى . دقيقى گفت : بيت
برافروز آذرى ايدون كه تيغش بگذرد از بون « 1 » * فروغش از بر گردون كند اجرام را اخگر

فصل كاف « 2 »

كناغ : تار ابريشم باشد « 3 » كه از آن ديبا بافند . منجيك گفت : بيت
تو سيمين فغى من [ چو ] زرين كناغ * تو تابان مهى من چو « 4 » سوزان چراغ
كيغ : « 5 » چركى باشد كه از چشم « 6 » برون آيد و عرب آن را « رمص » گويد و بطوس و چند جاى ديگر « جفك » خوانند . بو شكور « 7 » گفت : بيت
شگفت نيست اگر كيغ چشم من سرخست * بلى چو سرخ بود چشم سرخ باشد كيغ

فصل گاف « 8 »

گريغ : گريختن باشد . بو شكور گفت : بيت « 9 »
گرچه گردن ببندگى بنهى * نيست از بندگيت راه گريغ
عنصرى گفت : بيت
از غم تو بدل گريغش نيست * هر چه دارد ز تو « 10 » دريغش نيست

فصل لام « 11 »

لوغ : به زبان ماوراء النهر « 12 » دوشيدن و آشاميدن « 13 » بود . منجيك گفت : بيت « 14 »
من ز هجاى تو بازگشت « 15 » نخواهم * تات فلك جان و خواسته بكند « 16 » لوغ « 17 »

فصل ميم « 18 »

مغ : گبر آتش‌پرست ( باشد ) . عنصرى گفت : بيت
چو شب رفت [ و ] بر دشت پستى « 19 » گرفت * هوا چون مغ آتش‌پرستى گرفت
ماغ : مرغابى « 20 » سياه رنگ بود بيشتر در آب نشيند . رودكى گفت : بيت
ماغ در آبگير گشته روان * راست چون كشتيى است زر اندود « 21 »
دقيقى گفت : بيت
اى خسرو مبارك يارا كجا بود * جايى كه باز باشد پريد ماغ را
و اسدى گفت : بيت
بهر سو يكى آبدان چون گلاب * شناور شده ماغ بر روى آب « 22 »
هامش
( 1 ) - ط : يون ( متن از « لف 240 » ) ( 2 ) - ك : عنوان را ندارد ( 3 ) - ك : است ( 4 ) - ك : چه ( 5 ) - ك : « كيغ - و ژفك چركى است كه از چشم آيد » و شاهد را ندارد ( 6 ) - ط : به چشم ( 7 ) - « لف 238 » و وفائى : بوشعيب ( 8 ) - ك : عنوان را ندارد ( 9 ) - ك : مثال را ندارد ( 10 ) - زر در تو ( متن از وفائى ) ( 11 ) - ك : عنوان را ندارد ( 12 ) - ك : ماورا النهرى ( 13 ) - ك : است ( 14 ) - ك : اين مثال را ندارد ( 15 ) - « لف 229 » : باز بود ( 16 ) - « لف 229 » : نكند ( 17 ) - ط : نوش ( 18 ) - ك : عنوان را ندارد ( 19 ) - ك : چه شب رفت و بر دشت پشتى . ( 20 ) - ك : مرغ آپى ( 21 ) - در « لفس 235 » : « قير اندود » و در حاشيه افزوده شده : [ تصحيح قياسى ، درس كه اين بيت فقط در آن هست : زر اندود ] ( 22 ) - ك : هر سه شاهد را ندارد
صحاح الفرس ( فارسى ) — صفحة 165 | محمد بن هندوشاه نخجوانى