بعضى آن را مسرجهء زين خوانند . منجيك گفت :
بيت
همه تفاخر آنها بجود و دانش بود * همه تفاخر اينها بغاشيه است و جناغ
فصل دال « 1 »
دريغ : « 2 » كلمهايست كه « 3 » از سر اندوه و حسرت و ندامت گويند . ( پدرم گفت : [ بيت ]
دريغ آن حسن خلق و خلق و آن خط و هنرمندى * كه با خاك لحد دارد بجبر و قهر پيوندى )
و شاعر گفت « 4 » :
بيت
شده ز دست « 5 » مرا بىتو روزگار دريغ * ( نه يك دريغ كه هر دم هزار بار دريغ )
فصل راء « 6 »
( راغ ) : « 7 » دامن كوه بود « 8 » كه بجانب صحرا منتهى شود . بو شكور گفت :
بيت « 9 »
كجا راغ بينى همه باغ بود * كجا باغ بينى همه راغ « 10 » بود
رودكى گفت :
بيت
آهو ز تنگ و كوه بيامد بدشت [ و ] راغ « 11 » * بر سبزه باده خوش بود اكنون اگر خورى
فصل زاء « 12 »
زاغ « 13 » : بر شكل كلاغى كوچك بود كه هيچ جاى او سفيد نباشد و منقار و همه پايهايش « 14 » سرخ بود .
زيغ : بساطى باشد از دوخ « 15 » بافته ( ابو العباس گفت :
[ بيت ]
زيغ بافان را با وشى بافان « 16 » ننهند * طبل زن را ننشانند بر رود نواز )
فصل سين « 17 »
( سپريغ : « 18 » خوشهء غوره باشد . شهيد گفت : [ بيت ]
دريغ فر جوانى و عز و آى دريغ * عزيز بود ازين پيش همچنان سپريغ )
ستاغ : « 19 » دو معنى دارد اول « 20 » نازاينده بود « 21 » .
دوم « 22 » اسب زين ناكرده بود بسبب آنكه هنوز كره باشد . خفاف گفت :
بيت
من با تو رام باشم همواره * تو چون ستاغ كره جهى « 23 » از من
ستيغ : « 24 » آسمان راست باشد و هر چيزى ( كه ) بالاى آن راست و قايم باشد آن را نيز ستيغ گويند .
بو شكور گفت :
هامش
( 1 ) - ك : عنوان را ندارد
( 2 ) - ك : « دريغ كلمهء حسرت و ندامت است » و شاهد را ندارد
( 3 ) - د :
« كه » ندارد
( 4 ) - د : ديگرى گفت
( 5 ) - د : ز دست رفت
( 6 ) - ك : عنوان را ندارد
( 7 ) - ك : رآغ / ط : اين كلمه را ندارد
( 8 ) - ك : دامن كوهيست
( 9 ) - در « د » دو مصرع اين بيت به عكس ضبط « ط » نقل شده و در « لف 233 » هم
( 10 ) - ط : زاغ
( 11 ) - ط : بدشت باد ( متن از لف 233 )
( 12 ) - ك : عنوان را ندارد
( 13 ) - ك : « زاغ - بر شكل كلاغست »
( 14 ) - د : منقار و پايهاى او
( 15 ) - ط : دوزخ
( 16 ) - د :
وشى بافان نهند ( با توجه بضبط « لف 231 » )
( 17 ) - ك : عنوان را ندارد
( 18 ) - ط / ك : اين لغت را ندارند
( 19 ) - ك : « ستاغ - بمعنى سترون است يعنى نازاينده و بمعنى اسپ زين ناكرده و بمعنى شتر بسيار شير نيز آمده »
( 20 ) - د : « ا »
( 21 ) - د : باشد
( 22 ) - د : « ب »
( 23 ) - ط ، خهى / د : چين
( 24 ) - ك : « ستيغ - آسمان است و هر چيز كه راست باشد » و شاهد را ندارد