اين جهان به گونهاى دفعى و بدون آمادگى سابق موجود نمىگردد . حدوث هر پديده از پديدههاى بىپايان اين جهان ، از نوعى آمادگى سابق حكايت مىكند . اين آمادگى و بالقوّه بودن كه پيش از پيدايش هر پديده لازم و ضرورى مىباشد ، بدون وجود يك حامل امكا تحقق نمىيابد . آنچه مىتواند حامل اين آمادگى و بالقوّه بودن نسبت به پديدههاى بىپايان جهان باشد ، چيزى جز ماده نمىباشد . به اين ترتيب مىتوان گفت « مادهء هر شىء عبارت است از حامل قوّه همان شىء » . اين جمله را مىتوان به عنوان يك تعريف در مورد معنى ماده به كار گرفت . آنچه از اين تعريف مستفاد مىشود ، ماده به معنى عام كلمه مىباشد .
حاج ملّا هادى سبزوارى نيز همين تعريف را در مورد معنى عام ماده به كار برده و مىگويد : « حامل قوة لشىء عنصره » « 165 » حامل قوّه هر شىء ماده يا عنصر آن به شمار مىآيد . سبزوارى پس از ذكر تعريف ماده ، اقسام گونهگون آن را مورد بحث و بررسى قرار داده و هريك از موارد را با ذكر مثال روشن كرده است . ذكر همهء اقسام ماده از گنجايش اين مختصر بيرون است .
آنچه لازم است در اينجا مورد بحث و بررسى قرار گيرد ؛ اين است كه وقتى گفته مىشود بهطور مثال تخممرغ حامل قوّه و استعداد مرغ شدن است ، مقصود اين نيست كه تخممرغ از جهت اينكه داراى يك صورت فعليه است ، حامل قوّه مرغ شدن نيز مىباشد ؛ زيرا تخممرغ از جهت اينكه داراى صورت فعليه است ، به هيچ وجه صورت فعليهء ديگر را نمىپذيرد ؛ و اين بدان جهت است كه هرگونه فعليت دافع و طارد فعليت ديگر است .
هيچگونه فعليت از جهت اينكه يك فعليت است ، فعليت ديگر را نمىپذيرد . آنچه مىتواند فعليت بپذيرد ، چيزى جز يك امر بالقوّه نيست . به اين ترتيب بايد گفت تخممرغ از جهت اينكه داراى فعليت تخممرغ بودن است ؛ به هيچ وجه نمىتواند مرغ گردد ؛ بلكه آنچه مىتواند براى مرغ شدن آماده باشد تنها جهت بالقوّه بودن آن است . اين مسئله نيز بسيار
هامش
( 165 ) . شرح منظومه ، ص 124 .