تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
فالحيوان الذى تعقّله ليس وجوده العقلى وجود الجنس بل هو مادّة عقليّة مأخوذة به شرط لا و وجود الحيوان الجنسى لا به شرط و هو الوجود المغمور فى وجود الانسان العقلى الخارجى و العقلى الذّهنى و المادّى . . . . « 160 »

الحركة لا تخلو عن حدّ ما من السّرعة و البطوء

حركت چيزى است كه هرگز از يك نوع شتاب يا كندى خالى نمىباشد ؛ زيرا حركت هرچه باشد ، ناچار بايد در چيزى و در زمانى به وقوع پيوندد . اين مسئله نيز بسيار روشن است كه اگر حركت پيوسته در چيزى و در زمانى به وقوع مىپيوندد ؛ ناچار بايد از يك نوع شتاب يا كندى برخوردار باشد . سرعت و بطوء را بايد از لوازم حركت به شمار آورد . حركت بدون سرعت يا بطوء در خارج وجود ندارد . حركت سريع عبارت است از طى مسافت بيش‌تر در زمان كم‌تر يا در زمان مساوى ؛ طى مسافت مساوى در زمان كم‌تر نيز از مصاديق حركت سريع به شمار مىآيد . حركت بطىء عبارت است از چيزى كه درست در مقابل حركت سريعت واقع مىشود . تندى و كندى در باب حركت از جملهء امور اضافى به شمار مىآيد كه بدون تحقق معنى اضافه هيچ‌يك از آنها در خارج مصداق پيدا نمىكند . حركت كند هرگاه با حركت كندتر مقايسه شود ، يك حركت تند به شمار مىآيد . همان گونه كه حركت تند هرگاه با حركت تندتر مقايسه شود ، يك حركت كند به شمار مىآيد . به اين ترتيب بايد گفت : تندى و كندى مانند بزرگى و كوچكى دو صفت است كه پيوسته با يكديگر متضايف مىباشند . تضايف يكى از اقسام چهارگانهء تقابل است كه داراى احكام مخصوص مىباشد . برخى گمان كرده‌اند حركت كند چيزى است كه از تركيب مقدارى حركت و مقدارى سكون به وجود مىآيد . در نظر اين جماعت ، سكون چيزى است كه مىتواند در ميان اجزاى حركت نفوذ كند و از شتاب آن بكاهد . كسانى كه به مسائل حركت آشنايى دارند ، به خوبى مىدانند كه اين سخن به هيچ وجه نمىتواند يك سخن معقول و منطقى به شمار آيد ؛ زيرا حركت يك امر متصل و پيوسته است . اين مسئله نيز بسيار روشن است كه آنچه
هامش
( 160 ) . شرح منظومه ، بخش منطق ، ص 24 .