اين مطلب نيز بسيار روشن است كه آنچه در جهان خارج متصل و سيال باشد ، موجب پيدايش يك امر دفعى و ناگهانى نمىگردد . به اين ترتيب بايد گفت حركت در جوهر جهان پيوسته يك امر تدريجى است كه با هرگونه جهش و دفعى بودن ناسازگار است . انقلاب يافتن يا دگرگون شدن يك صورت نوعى به صورت نوعى ديگر نه تنها دليل جهش و دفعى بودن آن نيست ، بلكه خود يكى از براهين استوار براى حركت تدريجى در جوهر به شمار مىآيد . بهطور مثال وقتى صورت نوعى آب ، در اثر حرارت شديد به صورت نوعى بخار تبديل مىگردد ، ناچار بايد ميان اين دو نوع ، يك قدر جامع و حدّ مشترك وجود داشته باشد ؛ زيرا اگر ميان آب و بخار يك قدر جامع و حدّ مشترك وجود نداشته باشد ، لازمهء آن اين خواهد بود كه دو « آن » مفروض در كنار يكديگر تحقق يابند . در كنار هم قرار گرفتن دو « آن » مفروض كه برحسب اصطلاح آن را « تتالى آنات » مىخوانند ، امرى محال و غير منطقى به شمار مىآيد . دليل اين امر آن است كه اگر « آن » مفروض در جهان خارج وجود داشته باشد ، جزء لا يتجزى يا جوهر فرد تحقق مىپذيرد .
بطلان جزء لا يتجزى در نظر حكماى اسلامى با براهين استوار به اثبات رسيده است . به اين ترتيب بايد گفت انقلاب يك صورت نوعى به صورت نوعى ديگر ، اگرچه در ظاهر يك امر دفعى و ناگهانى به شمار مىآيد ، ولى در واقع و نفس الامر چيزى جز يك حركت تدريجى و وهرى نمىباشد . زيرا اگر در مثال مزبور ، ميان صورت نوعى آب و صورت نوعى بخار يك قدر جامع و حدّ مشترك وجود نداشته باشد ، علاوه بر اشكال پيشين اشكال ديگرى نيز پيش مىآيد . آن اشكال عبارت است از اينكه وقتى ميان دو صورت نوعى ، كه به يكديگر تبديل مىشوند ، قدر جامع نباشد ، ناچار بايد مادهء آنها در « آن » انتقال از هرگونه صورت خالى بماند ؛ در حالى كه وجود ماده در خارج بدون صورت فعليه به هيچ وجه امكانپذير نيست .
براساس آنچه تاكنون در اينجا ذكر شد ، به روشنى معلوم مىشود كه هرگونه تغيير و دگرگونى كه در اين جهان انجام مىپذيرد ، در واقع و نفس الامر از يك تغيير تدريجى و جوهرى ناشى مىشود ؛ زيرا بنا بر اصل حركت در جوهر هيچچيز در اين
طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى ) — صفحة 200
مساهمون: اسماعيل ناظم
ص٢٠٠