تغيير حدّ ماهيت تنها در برخى موارد انجام مىپذيرد . تغيير حدّ ماهيت اگرچه يك امر دفعى به شمار مىآيد ، ولى حركت اشتدادى در جوهر جهان ، چيزى جز يك امر تدريجى نيست . در اينجا است كه برخى مرتكب اشتباه شده و انقلاب را يك امر دفعى و ناگهانى به شمار آوردهاند . اين جماعت چون نتوانستهاند حركت در جوهر را ادراك كنند ، مسئلهء تشكيك در وجود و ذو مراتب بودن آن را نيز مورد انكار قرار دادهاند . ناچار حركت و تدريج را تنها در مورد اعراض و كيفيات اشياء صادق دانستهاند . به همين جهت ميان انقلاب و استحاله تفاوت قائل شده و گفتهاند استحاله ، كه چيزى جز حركت در كيفيات و عوارض نيست ، يك امر تدريجى و پىدرپى به شمار مىآيد . اين جماعت در مورد اختلاف ميان صورتهاى جوهرى ، به انقلاب توسل جسته و اشتداد هريك از اشياء را در مورد صور جوهرى خويش يك امر دفعى و ناگهانى به شمار آوردهاند .
در جوهر نيز جهش نيست
با توجه به آنچه تاكنون در اينجا ذكر شد ، اين مسئله به روشنى معلوم مىشود كه هرگونه تغيير و دگرگونى در اين جهان بدون وجود حركت امكانپذير نيست . اين مسئله در مورد تغيير تدريجى بسيار واضح و آشكار است ؛ زيرا تغيير تدريجى چيزى جز حركت نيست . آنچه در اين مورد ميان حكما مورد بحث و گفتوگو واقع شده است ، تغيير دفعى و ناگهانى پديدهاى است كه خارج از زمان و بيرون از حركت به وقوع مىپيوندد . منشأ انديشهء اين گروه چيزى جز اين نيست كه به وجود حركت در مورد صور جوهرى اعتراف نكردهاند . جاى هيچگونه ترديد نيست كه اگر كسى به وجود حركت در مورد صور جوهرى اعتراف كند ، ناچار بايد هرگونه تغيير دفعى و ناگهانى را در جهان خارج مورد انكار قرار دهد ؛ زيرا سيلان و تدريج از خصلتهاى ثابت و پايدار حركت به شمار مىآيند . صفت سرعت در حركت اگرچه بسيار شديد هم باشد ، با تدريجى بودن آن به هيچ وجه منافات پيدا نمىكند ؛ زيرا ، همان گونه كه گذشت ، حركت يك امر متصل و سيال به شمار مىآيد .