خيلى سريعتر از ساير قندها جذب مىشوند ولى مانوز « 1 » و پنتوز « 2 » آهستهتر جذب مىشوند .
تحقيقات نشان مىدهد كه جذب و هضم قندها تنها با طى مراحل سادهء فوق الذكر نيست بلكه مواد و شرايط و عوامل هورمونى نيز در اين جريان مؤثر هستند .
تمام انواع قندهاى ساده بطور يكسان بلافاصله پس از جذب توسط نسجهاى بدن تبديل به انرژى نمىشوند مثلا گالاكتوز خيلى سريع جذب مىشود ولى در مواردى كه مقدار خيلى زيادى خورده شود پس از جذب ، در خون و نسوج انباشته شده و مقدارى از آن نيز از طريق ادرار دفع مىشود .
جذب و مصرف پنتوزها خيلى ضعيف است و به همين ترتيب قندهاى الكل به استثناى سوربيتول « 3 » و تمام انواع قندهاى ساده براى اينكه جذب و مصرف شوند بايد قبلا به گلوكوز تبديل شوند ، بنابراين فقط قندهايى كه خيلى سريع به گلوكوز تبديل مىشوند فورا توسط بدن جذب مىشوند .
گلوكوز قندى است كه بطور طبيعى در خون وجود دارد ، زيرا قابليت حل شدن آن خيلى زياد است نه اسيد است و نه قليايى و مستقيما ممكن است توسط نسوج مصرف شود و به منزلهء سوخت آمادهاى است كه به سهولت از يك طرف بدن به طرف ديگر بدن انتقال داده مىشود و انرژى حاصله از آن در هر قسمتى از بدن كه لازم باشد در دسترس قرار مىگيرد . در عين حال زياد بودن گلوكوز يعنى در مواقعى كه گلوكوز زائد بر احتياج بدن باشد ممكن است توسط نسوج بدن بهويژه در جگر و عضلات به قندهاى پلى ساكاريد « 4 » گلىكوژن تبديل شود .
گلىكوژن شاخهاى در زنجيره ساختمان مولكولى قندهاى پلى ساكاريد است كه از
هامش
( 1 ) .Mannose .( 2 ) .Pentose .( 3 ) .Sorbitole .( 4 ) .Polysaccharide glycogen .