تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبانى علمى غذا درمانى و رژيم هاى غذايى و كاربرد گياهان شفابخش در پيش گيرى و درمان بيماريها ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
را نيز تسريع مىكنند . بنابراين با توجه به اينكه وجود انزيم نقش مهمى براى هضم و جذب مواد غذايى و ايجاد انرژى لازم براى فعاليت‌هاى انسان دارد لازم است كه امكانات كافى براى توليد و نگهدارى آن تأمين شود . و چون انزيم‌ها از پروتئين و ويتامين و مواد معدنى تشكيل شده‌اند لذا ضرورى است كه در برنامهء غذايى روزمرّه ، تأمين ويتامين و پروتئين كافى و مواد معدنى كمياب لازم براى توليد انزيم‌ها مورد توجه خاص قرار گيرد تا توليد انزيم در بدن روند عادى داشته و در جريان هضم و جذب مواد غذايى اختلالى رخ ندهد و سوءهاضمه و حالت ترش كردن غذا ايجاد نشود . انزيم‌ها بسته به نوع وظيفه‌اى كه دارند يعنى براى چه نوع مادهء غذايى عمل مىكنند ، داراى انواع مختلفى هستند . در مورد نحوه و چگونگى اثر و عمل انزيم‌هاى هاضمه مىتوان گفت كه اثر غالب آنها طبيعت هيدروليزى دارد ، يعنى وجود آب عامل مهمى در تأثير آنهاست . ولى به‌هرحال جذب مواد را نيز تسهيل مىنمايند . از نظر نام‌گذارى در نام اغلب انزيم‌هاى هيدروليزى ، پسوند
( ase )
وجود دارد مانند انزيم‌هاى ليپاز
( Lipase )
كه براى هضم و درهم شكستن چربىها عمل مىكنند . انزيم‌هاى آميلاز
( Amylase )
كه براى هضم و درهم شكستن نشاسته‌ها عمل مىكنند . و يا انزيم‌هاى پروتئاز
( Protease )
كه براى هضم و درهم شكستن پروتئين‌هاى مواد غذايى مؤثرند . از نظر تقسيم‌بندى آنها بر حسب نوع و موضع عمل آنها در بدن معمولا در ارتباط با عضو خاص بدن ، گروه‌بندى مىشوند . مثلا انزيم‌هاى بزاق را انزيم‌هاى بزاقى
( Salivary enzymes )
مىنامند نظير انزيم پتىيالين
( Ptyalin )
كه در بزاق دهان وجود دارد و براى هضم مواد نشاسته‌اى در جريان جويدن اثر و عمل مىكند . و انزيم‌هاى موجود در لوزالمعده را انزيم لوزالمعده‌اى
( Pancreatic enymes )
مىنامند . عده‌اى از انزيم‌ها اصولا پسوند
ase
را ندارند مانند رنين « 1 »
( Renin )
كه توسط كليه
هامش
( 1 ) .Reninبعنوان مايع انعقاد شير براى توليد پنير نيز به كار مىرود و از انزيم‌هاى هاضمه است . در مورد شير پروتئين و كازئين شير را به شكل قابل مصرف تبديل مىكند . اين كلمه راRenninنيز
مبانى علمى غذا درمانى و رژيم هاى غذايى و كاربرد گياهان شفابخش در پيش گيرى و درمان بيماريها ( فارسى ) — صفحة 160 | حسين مير حيدر