است . ضماد آن با عسل بر پيشانى براى سردرد مفيد است و اگر گرد آن بر بينى داخل شود يا آب دمكردهء آن چند قطره ريخته شود ، عطسهآور است و براى بيدار كردن و به حال آوردن بيمار در حال غش و صرع و باز كردن گرفتگى گوش مفيد است .
ماليدن آن به چشم براى رفع خشونت پلك چشم نافع است .
ريختن قطرهء آب دمكردهء آن با عسل در چشم براى شبكورى مفيد است و ريختن آن در گوش و دندان ، درد آن را تسكين مىدهد . اگر تخم آن را بكوبند و عصارهء آن را بگيرند ماليدن آن براى امراض چشم نافع است . غرغرهء آن با آب عسل براى ورم زير زبان و سنگينى و سستى آن و درد دندان و خشونت قصبه ريه مفيد است . خوردن آن با عسل براى تنگى نفس و سرفه رطوبى و تقويت نيروى جنسى مفيد است و اگر با پونه و سركهء رقيق خورده شود براى اختناق رحم و اخراج انگل معده نافع است .
ضماد آن با انجير براى نقرس و سياتيك و جلوگيرى از ريزش مو و اگر تخم خردل سياه را با گوگرد و سكنجبين و كلم ضماد درست كنند ، براى خنازير نافع است . ماليدن آن با روغن بر قضيب محرك است ، اگر گياه تازه يا تخم آن را با غذا بخورند براى هضم غذا مفيد و معده را گرم مىكند . خوردن برگ آن با سالاد براى قطع بلغم نافع است . جوشاندهء تخم آن با چغندر براى صرع و رفع انسداد و گرفتگىهاى بلغمى نافع است . رازى معتقد است اگر جوشاندهء تخم آن را در سوراخ مار بريزند مار را هلاك مىكند . جانشين خردل از نظر خواص دو برابر وزن آن تخم ترهتيزك و يا تخم اسپند است . تخم خردل مضر اشخاص گرممزاج است و ايجاد تشنگى مىنمايد و از اين نظر اشخاص گرممزاج مىتوانند تخم خردل را با سركه و كاسنى و روغن بادام بخورند .
مقدار خوراك آن تا 12 گرم كوبيده و تا 20 گرم نكوبيدهء آن است . از محلول 8 در هزار اسانس خردل در آب و يا محلول يك قسمت اسانس در 10 قسمت الكل و ماليدن روى عضو در موارد فلج ، نقرس و روماتيسم نتايج خوبى گرفته مىشود .
تهيهء آرد خردل : خردل را پاك كنند و در گرمخانهء 40 درجهء سانتىگراد بخشكانند و در هاون آهنى نرم بكوبند و از الك مويى نمرهء 25 داروسازى رد كنند و حفظ نمايند . اين آرد را حد اكثر يك ماه بيشتر نمىتوان نگه داشت و بايد مصرف نمود .
پاشويه خردل : آرد خردل 150 گرم ، آب گرم به قدرى كه در يك پاشويه لازم است . اين پاشويه براى جلب خون به عضو مورد نظر مفيد است . آب مصرفى نبايد درجهء حرارتى بيشتر از 85 درجهء سانتىگراد داشته باشد ، زيرا تأثير خردل را كم
معارف گياهى ( فارسى ) — صفحة 316
مساهمون: حسين مير حيدر
ص٣١٦