تهيهء نان : معمولا براى تهيه آرد مرغوب سفيد و نرم ، پس از آسيا كردن گندم آن را الك مىكنند و پوست و سبوس و همچنين جنين گندم يا جرم گندم را كه سخت است و در آسياى معمولى كاملا خرد و گرد نمىشود ، با الك كردن از آرد جدا مىنمايند و حتى گلوتن را نيز تا حدود زيادى جدا مىكنند . اين قبيل نانها البته سفيد و خيلى مرغوب و زودهضم است ولى از نظر مواد غذايى ضعيف مىباشد .
جوشاندهء گندم با جو غذاى بسيار خوبى است و براى دورهء نقاهت اطفال مفيد است ، فقط بايد توجه كرد كه اين جوشاندهها در اثر ماندن ، زود فاسد و متعفن مىشود و بايد كمكم درست كرده و بىدرنگ خورده شود .
آرد گندم براى رفع تحريكات جلدى بسيار مفيد است و اگر روى پوست بدن مالش داده شود تحريكات و ناراحتىهاى پوست را كاهش مىدهد . مرسوم است در بيمارىهاى باد سرخ براى كاهش التهاب پوست از مالش آرد گندم استفاده مىشود ، البته اين كار موجب انهدام باكترى و معالجهء بيمارى نمىشود ولى فقط التهاب را كاهش مىدهد . در اين قبيل موارد ممكن است با گذاردن ضماد آرد گندم با آب و يا با شير روى پوست عمل كرد و چون خمير ضماد گندم زود خشك مىشود مىتوان با 2 - 1 كيلوگرم آرد و آب زياد محلول رقيقى درست كرده در حمام قسمتهاى ناراحت پوست بدن را شستوشو داد .
نشاسته : غذايى بسيار سريع الهضم است و براى اشخاصى كه معدهء ضعيف دارند و اشخاص مبتلا به ورم روده و در اسهالهاى ساده خوردن نشاسته و فرنى بسيار مفيد است . براى رفع تحريكهاى پوست و همچنين در انواع اكزما مىتوان از نشاستهاى كه در گليسيرين پخته شده باشد به صورت ضماد استفاده نمود ، و يا از محلول آن استفاده كرد . براى تهيهء محلول ضد اكزماى نشاسته ، 120 گرم دكسترين در 1000 گرم آبجوش حل كنند و كمپرس را با محلول آلوده كرده روى محل اكزما بگذارند .
گلوتن : جسمى است ازتى و آلبومينى شكل و در آرد گندم و جو وجود دارد و شرح آن در قسمت قبلى داده شده . براى به دست آوردن گلوتن در خانه روش ساده اين است كه آرد گندم را در پارچهء نازكى ريخته و در آب مالش مىدهند .
نشاستهء آرد با آب مخلوط شده و گلوتن آن در پارچه باقى مىماند . سابقا وقتى كه در خانه نشاسته تهيه مىكردند اين گلوتن كه مادهء چسبناكى است دور مىريختند ولى در حال حاضر چون از اين ماده در رژيم غذايى بيماران مبتلا به مرض قند تجويز مىشود جنبهء بازارى و تجارتى پيدا كرده است . معمولا در بعضى
معارف گياهى ( فارسى ) — صفحة 388
مساهمون: حسين مير حيدر
ص٣٨٨