مخصوص و كافى و علت قانعكنندهاى نقل نكرده و در اين باب چيزى نگفته است راست مىگويند » ، و بعد اضافه مىنمايد : « و من تعجب مىكنم كه چگونه جالينوس از اين مرض گذشته و آن را نديده گرفته است ، درحالىكه مرض شايعى است و احتياج به درمان آن شديد بوده » . و آنگاه ادامه مىدهد : « ما آنچه در اين مرض مورد حاجت است ، همه را ذكر و معالجات را هم به تفصيل و هريك را در جاى خود بيان نموديم » . « 1 » و نيز : « على بن العباس طبيب عضد الدوله و معاصر گربرت ، از كتابهاى طبى موجود و متداول انتقاد مىكند و مىنويسد : . . . بقراط خيلى مختصر مىنويسد و بسيارى از اصطلاحاتش روشن نيستند و به تفسير احتياج دارند . . . جالينوس هم چندين كتاب نوشته است كه هركدام فقط شامل تكهئى از هنر پزشكى مىباشد ولى رودهدرازى مىكند و تكرارى هستند . حتى يك كتاب هم از اين شخص نيافتم كه كامل باشد و براى تدريس طب عملى متناسب باشد » . « 2 »
بهاينترتيب پزشكان مسلمان ، طب را از وابستگى شديدش به يونان رهائى داده و به تدريج طب اسلامى را جاىگزين آن نمودند .
3 - از نتايج استقلال پزشكى مسلمانان ، از اهميت افتادن زبان يونانى و قرار گرفتن زبان عربى - و پس از مدتى - زبان فارسى ، بهعنوان زبان علم و زبان پزشكى به جاى آن بود .
4 - مسلمانان با توجه به اين واقعيت كه طب يونانى كامل نيست و نمىتوان به آن اكتفا نمود ، كوشش نمودند كه حتىالامكان از تجربيات طبى ساير كشورها نيز همزمان
هامش
( 1 ) - ترجمه كتاب الجدرى و الحصبه ، ص 37 .
( 2 ) - فرهنگ اسلام در اروپا ، ج 1 ، ص 141 .