پديدار شدند و اين علم شكوفائى و پيشرفت فراوان يافت تا جائى كه براى قرنها ( تا قرن هفدهم ، و حتى در مورد چشمپزشكى تا قرن هيجدهم ميلادى ) طب اسلامى در سراسر جهان پيشتاز و بىرقيب و الگو قرار گرفت ، و تحقيقات و تأليفات بسيارى توسط پزشكان مسلمان انجام يافت . ازاينرو ، براى بررسى اين متون ، و نيز تاريخ طب اسلامى ، هر پژوهندهاى نيازمند به آگاهى از زمينه و بسترى است كه اين دانش در آن نشو و نما پيدا كرده است . و آنان كه بدون توجه ، و يا داشتن اطلاعات كافى از شرايط و چگونگى پيدايش علم پزشكى در اسلام و ويژگىهاى آن ، دست به نوشتن تاريخ اين علم زدهاند حقايق مهمى را ناديده گرفته و درنتيجه موفق به بررسى و قضاوت صحيحى در اين مورد نشدهاند .
بههرحال ، كوشش براى خارج كردن علم پزشكى از انحصار غير مسلمانان ، كه در ابتدا توسط پزشكان شيعه آغاز و با الهام از دستورات و رهنمودهاى بهداشتى و پزشكى معصومين ( ع ) صورت گرفته بود و تداوم آن نيز عمدتا بوسيله همين پزشكان انجام پذيرفت ، اقدامى بسيار موفق بود و نتيجه آن بهزودى به ثمر نشست و سبب شد كه :
1 - مسلمانان به قابليتها و استعدادهاى علمى خود پى ببرند و حس اعتماد به نفس در اين زمينه در آنها به وجود آيد .
2 - با پيشرفتهاى علمى در امر پزشكى متوجه شوند كه طب يونان آنطور كه پزشكان مسيحى تبليغ مىنمودند قطعى و جزمى نيست و نارسائىهاى بسيار دارد و قابل تجديدنظر و بررسى و انتقاد مىباشد . مثلا رازى با اشاره به گفته بسيار مختصر جالينوس در مورد آبله مىگويد : « اما آنهائى كه گفتهاند جالينوس براى آبله علاج
بررسى متون طب شيعه در تاريخ پزشكى ( فارسى ) — صفحة 93
مساهمون: حسن منتصب مجابى
ص٩٣