درمانى ابن سينا كه هميشه متناسب با علل بيمارىها و كاملا مستدل و منطقى بود بىاندازه غنىتر و پرمايهتر از معتقدات يونانىها بوده است » . « 1 » « ابن سينا موفق شده بود آنچه را كه جالينوس نتوانست انجام دهد به ثمر برساند و سبك صحيحى را در پزشكى ايجاد و برقرار سازد » . « 2 » به نظر او علم طب بيشتر حفظ سلامتى است و نه درمان بيمارىها . « 3 »
الگود مىنويسد : « او ( بو على ) ضمنا عادت داشت هرگاه به مسأله دشوار و مبهمى برخورد ، وضوى كامل بگيرد و به مسجد رفته دست به دعا و مناجات بردارد تا خداوند او را به درك مطالب كمك كند و مشكلات را بر وى آسان گرداند » . « 4 » « بو على سينا در دو هفتهء آخر زندگيش از قبول هر نوع مداوا خوددارى كرد ، فقرا را اطعام كرد ، بردگان را آزاد ساخت و تمام قرآن را هر سه روز يكبار تلاوت كرد » . « 5 »
بو على سينا در مقايسه با رازى
بو على و رازى هر دو در علوم مختلف مطالعه كرده و يا صاحبنظر بودهاند ، گرچه كه بزرگترين پزشكان عصر خويش - حتى در اعصار بعد - نيز بودهاند . البته وسعت دانش غير پزشكى بو على سينا وسيعتر و بيشتر از رازى بوده است . هر دو صاحب تأليفات زيادى در علم پزشكى و موضوعات ديگر بودهاند كه حد اقل بخشى از تأليفات آنها در كتابشناسى الذريعه ، كه معرفىكنندهء تأليفات شيعيان مىباشد آمده
هامش
( 1 ) - بررسى در طب سنتى ايران ، ص 12 .
( 2 ) - پنج هزار سال پزشكى ، ص 115 .
( 3 ) - مختصر تاريخ علوم پزشكى ، ص 228 .
( 4 ) - تاريخ پزشكى ايران ، ص 215 .
( 5 ) - همان ، ص 220 .