توصيه مىفرمودند در اينباره احاديث بسيارى در مورد بهداشت ، پيشگيرى از بيمارىها و چگونگى درمان آنها توسط شخص پيامبر ( ص ) و سپس ائمه معصومين ( ع ) هماكنون در متون حديثى شيعه وجود دارد كه به روشنى علل رشد و پيشرفت مسلمانان را در علم طب - همانند علوم ديگر - نشان مىدهد . اين احاديث كه عمدتا در كتابهايى به نام « طب النّبى » ، « طب الصادق » ، « طب الرضا » و « طب الائمه » و ساير نامهاى ديگر جمعآورى شده و علاوه بر آن بهطور وسيعى در كتابهاى حديث وجود دارد ، مثلا و بهعنوان نمونه بخش مهمى از ده جلد كتاب « السماء و العالم » ، از مجموعه بحار الانوار مرحوم مجلسى ، را تشكيل مىدهد ، توجه دين اسلام را به حفظ سلامتى مسلمانان به خوبى بيان مىدارد .
بدين جهت بايد گفت كه قبل از آشنايى با طب يونان ، و جدا و مستقلّ از آن ، مسلمانان در ابتدا از طريق تعاليم آسمانى اسلام ، كه به شكل احاديث از جانب معصومين ( ع ) به مسلمانان آموزش داده مىشد ، با اصول پزشكى و بهداشت آشنا شدند . افسوس كه سلطهجويان ستمپيشه داعى خلافت نگذاشتند آنطور كه بايد تعاليم اصيل اسلامى منتشر گردد و در برابر آن موانع و محدوديتهاى سخت و فراوانى را بهوجود مىآوردند . بههرحال ، و بعد از متون حديثى ، اولين تأليفات پزشكى مسلمانان را بايد در بين شاگردان و شيعيان ائمه طاهرين ( ع ) جستجو نمود ، هرچند كه دشمنى خلفا با آنان هرگونه فعاليتى را غير ممكن و يا كاملا محدود مىنمود . با اين وصف ابن نديم ، « جابر بن حيان » شاگرد امام صادق ( ع ) را ( كه محققين امروز او را پدر
بررسى متون طب شيعه در تاريخ پزشكى ( فارسى ) — صفحة 78
مساهمون: حسن منتصب مجابى
ص٧٨