اين كتابها انكار كنيم ، اما درباره كتابخانههاى فراوانى از شيعيان كه در طول تاريخ در رى و اصفهان و شام و مصر و . . . يكى پس از ديگرى توسط پيروان خلافت به آتش كشيده شده يا منهدم شدند ، و چه بسيار كتابهاى نفيسى كه بدان سبب براى هميشه از بين رفت « 1 » چه مىتوانيم بگوييم ؟ وقوع اين حوادث مسلّم تاريخى را كه ديگر هيچكس تاكنون انكار نكرده است !
بد نيست كه در اينجا ، و بهعنوان نمونهاى ، به يكى از اين ماجراها اشاره كنيم كه دكتر السباعى از اهل عربستان سعودى در كتاب خويش « 2 » آورده است : « از جمله كتابخانههاى مساجد ، كتابخانه صوفيه مسجد جامع حلب بود كه به شرفيّه نيز معروف بود . اهميت اين كتابخانه از اين حقيقت آشكار مىشود كه اداره آن برعهده دانشمندان مشهور بود . . . زمانى ، اين كتابخانه توسط ساكنين سنى حلب به غارت رفت ، و ابن سنان خفاجى كه دانشمندى شيعى بود در شعر خويش به دوست سنى خود به اين غارت اشاره كرده و مىگويد :
سلام مرا به ابو الحسن برسان و به وى بگو :
چنين بىمهرىها بهمعناى دشمنى با شيعه است .
از آنچه كرديد شكوائيهاى خواهم ساخت .
و از بىعدالتى كه بر من كرديد همه جا زبان به تظلّم خواهم گشود .
ترا به حلّ مرافعهاى كه بين ماست خواهم نشاند .
در روز عاشورا در شرقيه
هامش
( 1 ) - نشريه كتابدارى ، بهار و تابستان 1383 ، ص 182 - 181 .
( 2 ) - تاريخ كتابخانههاى مساجد ، ص 132 .