غيره بهطور مفصل به آن اشاره كردهاند . در اين ميان « خلفاء نه تنها خودشان مقررى و انعام و تيول و خالصه و خلعت به اطباء مىدادند ، بلكه ساير بزرگان را نيز وادار مىكردند به اطباء پول بدهند . مثلا مأمون دستور داده بود هركس به مقام مهمى مىرسد و يا شغل بزرگى مىگيرد ، بايد نزد جبرئيل طبيب برود و به او احسانى بكند » . « 1 » و نيز : « خلفاء اصرار داشتند كه پزشكان نامسلمان در اجراى مراسم دينى خود آزاد باشند و كسى متعرض آنان نگردد ، حتى هممذهبان آنها را نيز بهخاطر آنان محبت مىكردند تا آنان نسبت به خليفه وفادار بمانند . مثلا موقعى كه ثابت بن قره صابئى ( صبئى ) طبيب معتضد شد صابئيان در پايتخت اسلام داراى همه نوع نفوذ و قدرت شدند » . « 2 » از نتايج ديگر چنين توجهى به غير مسلمانان نفوذ سياسى فراوان آنان بود . بهعنوان مثال ، « تاريخ الحكماء قفطى » در مورد « صاعد بن يحيى بن هبة إله بن توما » ، طبيب نصرانى مىنويسد كه : « در ايام ناصر عباسى ترقى كرد ، تا آنكه گرديد به منزلهء وزرا و در حفظ اموال خاصه ، موثوق به و محل اعتماد . و هر امر از امور خفيهء دولت به وساطت وى به وزرا رسانيده شدى و در هروقت رخصت دخول بر خليفه داشتى ، و به حسن وساطت وى ، حاجات بسيارى از حاجتمندان به نجاح انجاميد » . « 3 » جرجى زيدان مسيحى در كتاب تاريخ تمدن اسلام تحت عنوان « نيكوكارى خلفا با دانشمندان نامسلمان » بحث مفصلى در اين مورد نموده كه بخشى از آن را در اينجا مىآوريم . وى مىنويسد كه منصور خليفه عباسى هنگامى كه دريافت حاجب او « ربيع » ، جورجيس بن بختيشوع طبيب مسيحىاش را از نوشيدن
هامش
( 1 ) - همان ، ص 586 .
( 2 ) - همان ، ص 585 .
( 3 ) - تاريخ الحكماء قفطى ، ص 297 .