داشته باشند . . . تعداد زيادى از اين آثار هستند كه گرچه قابل دسترسى هستند ولى هنوز ناشناخته باقى ماندهاند و به يقين بسيارى از اينها حاوى نكات اساسى در مطالعهء كامل رشد و توسعهء طب بهشمار مىروند بدينترتيب ملاحظه مىشود كه احتياج زيادى به متون بيشتر و ترجمههاى بيشتر موجود است . . . مشكل ديگرى كه محقق طب عرب با آن روبروست ، فقدان يك فرهنگ لغات علمى و دقيق است . . . ترجمهء لغات طبى فارسى و عربى نيز مىتواند بهوسيلهء هر شخصى كه اطلاعات كافى در موضوع داشته باشد در قالب استاندارد ريخته شود . . . علم طب اكنون نيز مانند گذشته در حلقهء بزرگى در سير و تحول است و بار ديگر به همان نقطه كه ايرانيان و اعراب آن را فراگرفتهاند در حال نزديك شدن است . نامها در حقيقت عوض شدهاند ولى حتى در اين مورد هم تغيير كمتر از آن است كه شخص باور مىكند . . . ولى عقايد اساسى ايرانيان مبنى بر اينكه انسان فرد ممتازى است ، اينكه هيچ دو نفرى كاملا يكسان نيستند و اينكه يك بيمارى ، اختلال سراسر تن است و ويژهء پارهاى از آن نيست ، با انديشههاى انسان امروزى همانند است .
در حقيقت آن روزى كه انسان فقط « ناقل و واسطهء بىعلاقهاى براى يك بيمارى سحرآميز » محسوب مىشد ، سپرى گرديده است » . « 1 »
هامش
( 1 ) - همان ، ص 635 - 640 .