عوامل يونانى كه در آن نهفته است ، و بدون توانايى بر خواندن متون دسته اول بقراط و جالينوس ، امكانپذير نيست و مثل اين است كه بخواهيم معمارى كليساى سنتپل را بدون آگاهى از پارتئون مورد مطالعه قرار دهيم . وقتى امپراطورى عرب مضمحل شد و خلافت شرقى از ميان رفت ايرانيان وسيلهء انتقال طب عرب شدند . زمانى هم كه خلافت عربى در اثر حملات مسيحيان برچيده شد ، زبان كليساى فاتح يعنى لاتين در آن قسمت از دنيا كه صليب بهجاى هلال حكومت مىكرد واسطهء انتقال گرديد . . . ولى همچنانكه مطالعهء آثار طبى عرب مربوط به تركيه بدون آشنايى به زبان تركى نارساست ، محقق طب عرب كه مىخواهد در برنامهء مطالعات خود تمامى دوران پيشرفت طب عرب را منظور كند بايد زبان لاتين و فارسى را هم مانند زبان تركى بر برنامهء كار خود بيفزايد . اين شرايط خيلى ترساننده است و ممكن است پژوهشگر را به توقف و تجديدنظر در تصميم وادار كنند . ولى شخص محقق خوبست به اين نكته توجه داشته باشد كه تاكنون چنان بررسىهاى اندكى در اين زمينه انجام شده كه بسيارى از كارهاى ابتدايى و اساسى هنوز براى اقدام باقى مانده است كه آن هم البته مستلزم استادى و مهارت بيشتر است ولى نه به آن اندازه جامعيت كه گفته شد . نخستين چيزى كه لازم است متون بيشتر و ترجمههاى بيشتر است . تعداد كتبى كه از نويسندگان مكتب طب عرب چه به صورت چاپى و چه به صورت سنگى منتشر شده بسيار محدود است و من توانستهام در فصلهاى گذشته اين كتاب به بيشتر آنها اشاره كنم . كتب خطى بسيارى در سراسر كتابخانههاى مساجد ، كاخها و موزهها هست كه هنوز كاملا ناشناخته است . . . قضاوت در مفيد بودن يا نبودن اين آثار ممكن نيست مگر اينكه جمعى از مراجع صلاحيتدار امكان رؤيت و مطالعهء آنها را
بررسى متون طب شيعه در تاريخ پزشكى ( فارسى ) — صفحة 191
مساهمون: حسن منتصب مجابى
ص١٩١