دانشهاى ارزشمند خودى را بازشناسى و بازآموزى و ترويج نمائيم و بدان ارج نهيم تا بتوانيم و قادر شويم با پاى خود ، و در مسير درست ، و با بهرهگيرى صحيح از همهء علوم و دانشها به حركت درآئيم و شكوه و عظمت علمى گذشتهء خود را دوباره زنده و برقرار سازيم و در عرصهء دانش دوباره پيشتاز جهان باشيم ، و نه جيرهخوار و نيازمند و تحقيرشده .
« فنتزمر » و طب اسلامى
اين مؤلف غربى نيز كتابى به نام « پنج هزار سال پزشكى » نوشته و در آن از ديدگاه خود تاريخ پزشكى دنيا را از پنج هزار سال پيش تا عصر حاضر بررسى نموده است . اين كتاب كه در 42 فصل و جمعا 386 صفحه به فارسى ترجمه شده ، 11 فصل اول را به طب قديم و اكثرا دربارهء يونان اختصاص داده است و صرفا در قسمت كوچكى از فصل دوازدهم در مورد طب اسلامى به اختصار سخن مىگويد و اشارهاى تنها به رازى و بوعلى مىنمايد كه تمام اين مطالب تماما فقط پنج صفحه از كل كتاب را شامل مىشود ! گرچه او مىنويسد : « ابن سينا موفق شده بود آنچه را كه جالينوس نتوانست انجام دهد به ثمر برساند و سبك صحيحى را در پزشكى ايجاد و برقرار سازد » . « 1 » و يا : « رسالههاى انفرادى او [ رازى ] دربارهء آبله ، سرخك و بيمارىهاى كودكان نيز نشان مىدهد كه مرد فوقالعاده دقيق و با توجهى بوده است » . « 2 » ولى به سرعت از اين بحث خارج شده و مجددا فصلهاى بعدى كتاب را دوباره به طب غربى مىپردازد و منحصرا در آن باره
هامش
( 1 ) - پنج هزار سال پزشكى ، ص 115 .
( 2 ) - همان ، ص 114 .