تبليغات شديد بر عليه بزرگانى چون بو على سينا ، مقام علمى و نتيجهء زحمات آنان را در افكار عمومى غربىها زير سئوال مىبرد . بدينترتيب پزشكان غربى - كه هنوز در خيلى از موارد نظريات علمى پزشكان مسلمان را به نام خود انتشار مىدادند - بهتدريج مطرح مىشدند .
اين اهانتها گرچه نمكناشناسى و ناسپاسى بزرگى بر عليه دانشمندان مسلمان توسط دنياى غرب بود ، ولى از سويى باعث جنبوجوش تازه و شايد حسّ اعتماد به نفس در اروپائيان گرديد ، تا خلاء بهوجود آمده را در علم پزشكى خود با اين هياهوها پر نمايند .
پاراسلس مىگفت : « با كمال بىباكى به شما مىگويم كه موهاى پشت گردن من بيش از كليهء دانشمندان شما معلومات دارد . تكمههاى كفش من خردمندتر از ابن سينا و جالينوس است و ريش من از آكادمى شما بيشتر تجربه دارد » . « 1 » بهاينترتيب پزشكان غربى با تكيه بر پشتوانهء غنى طب اسلامى و با طرح طب شيميايى مسير تازهاى را براى خود انتخاب كرده و با جديت و كوششهاى فراوان ، اين علم را به شكل امروزين آن متحول ساختند . « و عجيب اينجاست كه عدهاى از هواخواهان و پيروان پاراسلس كه راه او را دنبال مىكردند و به اصول طب شيميايى گرائيده بودند از قبيل : وان هلمون ، سيلويوس ، ويليس و ديگران نيز عملا در مطب خود يا در بيمارستانها عقايد و نظريات تازهاى را كه نسبت به شيمىدرمانى پيدا كرده بودند كنار گذاشته و بيماران را به همان روش طب قديم كه مستقيما از قانون ابن سينا گرفته شده بود درمان مىنمودند » . « 2 » و هرچند :
« اساس طب [ امروز ] را بيوشيمى تشكيل مىدهد ، چنانكه ميشل پولوئوسكى پزشك و
هامش
( 1 ) - بررسى در طب سنتى ايران ، ص 53 .
( 2 ) - همان ، ص 57 .