اگر صحبت از سرمنشأ دانش بشرى است آن را به يونان نسبت مىدهند كه كشورى غربى است ، و آنگاه كه ناچارند از دوران جهل و بىخبرى قرون وسطى دنياى غرب سخن گويند ، آن را به همه جهان گسترش مىدهند و مدعى مىشوند كه اين جهان غرب است كه دامن همت به كمر زد و از قرن پانزدهم به پا خواست و دنيا را جيرهخوار و مديون كوششهاى علمى خود نمود .
« قرن پانزدهم ميلادى را دورهء تجديد يا تولد دوباره علم مىنامند و البته اين نامگذارى را اروپائيان و به اصطلاح « غربيان » بهوجود آوردهاند ، كه به نظر ما عملى است نادرست . زيرا تمدن جهان همانطور كه ديديم ، و مخصوصا علم طب ، از قديمالايام در گوشه و كنار جهان از چين و هند گرفته تا ايران ، بينالنهرين و مصر و خاورميانه و يونان و روم تا پرو در آمريكاى جنوبى به نوعى موجود بوده در هر عصرى در نقطهاى شكوفان شده است و مسلما هم از نظر زمان و هم از نظر مكان مسير مخصوصى را طى كرده است . در اين بين مدت 1300 سال يعنى بين سالهاى 200 تا 1500 ميلادى را كه دورهء بىتمدنى نسبى اروپائيان بوده به نام قرون وسطى يا عصر « جهالت » ، « تاريكى » نام نهادهاند درحالىكه در قسمتى از اين مدت امپراطورى اسلامى در نهايت عظمت و شكوفائى بوده است كه هرچه دربارهء آن فحص و تحقيق بيشترى شود عظمت آن بيشتر آشكار خواهد شد . متأسفانه ما هم كه خيال مىكنيم همهچيزمان مديون تمدن « غرب » است همين اصطلاحات را به جاى حقايق گرفته و كوركورانه از آنان تقليد مىكنيم و حال آنكه در همين دوره ، تمدن ايرانى - اسلامى مخصوصا در رشتههاى مختلف علوم و علوم طب در نهايت كمال بوده است » . « 1 »
هامش
( 1 ) - مختصر تاريخ علوم پزشكى ، ص 259 .