غربى - كه در واقع اساس و شالودهء اصلى آن بر طب اسلامى متكى بود - ترويج گرديد .
افكار تجددمآبانه روشنفكرمآبان تازه به دوران رسيده ، اعزام دانشجويان به كشورهاى غربى و آموزش مستقيم علوم آنان بدون هيچگونه اطلاع از ميراث عظيم علمى خودى ، ناديده گرفتن ثروت بهجاىمانده تمدن اسلامى و بيگانه شدن با آن ، همه دست به هم داده و فريفته شدن به فرهنگ غرب را به دنبال آورد ، و به يكباره ميراث عظيم علمى گذشته به كنار گذاشته شد و ايرانيان همچون مردمى تازه آشنا با تمدن و هرگونه دانشى ، چشمان خود را به عطاياى غربىهايى دوختند كه هيچ هدفى جز وابسته نمودن و استثمار كشورهاى اسلامى و شرقى در برنامهء خود نداشتند . و بدينسان است كه پزشكان امروز در كشورهاى مسلمان ، نوعا هيچگونه اطلاعى از طب اسلامى ندارند و فقط آموختهاند كه دانش پزشكى مال دنياى غرب است و از همانجا نيز هرچه بيايد درست است و طب سنتى در مجموع خرافات پيرزنان و يا دستمايهء شيادان مىباشد . اينان به اين نكتهء مهم توجه ندارند كه قضاوت آنان در مورد موضوعى كه كاملا از آن بىخبرند نه تنها منطقى و علمى نيست بلكه در رديف ادعاى همان پيرزنان و شيادان از دانش طب سنتى است .
يكى بدون دانش ، خود را متخصص در طب سنتى مىخواند و ديگرى بدون دانش آن را نفى نموده و حتى تمسخر مىكند ، و در اين ميان طب اسلامى منتظر پزشكانى محقق و منصف و صاحبنظر و كاركرده در هر دو طب سنتى و جديد است تا بهطور علمى و صحيح مورد بررسى تطبيقى قرار گيرد . سهم آن در پزشكى جديد به دقت معلوم گردد و نقاب از چهره كسانى كه در دنياى غرب بسيارى از اطلاعات ، كشفيات و حتى اختراعات در پزشكى را از كتابهاى علمى مسلمانان استخراج كرده و به نام خود به
بررسى متون طب شيعه در تاريخ پزشكى ( فارسى ) — صفحة 159
مساهمون: حسن منتصب مجابى
ص١٥٩