كشيدن ايران و وابسته نمودن آن صورت مىگيرد . از آنجا كه اروپا در اين زمان از نظر علمى جان تازهاى گرفته و به پيشرفتهايى در زمينه علوم و صنايع نظامى نائل آمده است سعى مىكند تا از اين ابزار جديد هرچه بيشتر در جهت مقهور كردن شرق و برتر نشان دادن خود استفاده كرده و حس اعتماد به نفس را در اين كشورها تبديل به احساس نياز به اروپا نمايد . بدينترتيب تبليغات شديد غربىها در جهت تحقير ملل شرق و الغاء باور عقبماندگى و عدم توانايى به آنان ، و اينكه رفع مشكلات بدون كمك خارجى ممكن نيست ، و بىارزش جلوه دادن تمدن و ميراث علمى مسلمانان ، به سرعت گسترش مىيابد و در نهايت باعث خودباختگى اين مردمان و بىتوجهى به ارزشهاى خويش مىشود ، و به قول الگود : « آيا نيازى به اين يادآورى احساس مىشود كه ملت يا فرقهاى كه معتقدات موروثى خود را ترك مىكند و از شناختن تاريخ تحول آن سنن غفلت مىورزد ، با همين عمل خود محكوم به انحطاط مىشود ؟ » « 1 »
شايد بتوان علت سوّمى را هم به دلايل انحطاط دانش پزشكى افزود : نبودن پزشكان بزرگ از يك طرف ، و در دسترس بودن كتابهاى فراوان به زبان فارسى ، و در خيلى از موارد هم به زبان ساده و قابل استفاده عموم ، ميدان فعاليت در امر طبابت را به تدريج در اختيار افرادى قرار داد كه اطلاعات علمى چندانى نداشتند . ورود افراد معمولى به محدودهء اين علم بالأخره منجر به دخالت پيرزنان ، دلاكان و سلمانىها و عطاران بىمايه در دانش پزشكى شد . بيگانگان هم فرصت را بسيار مناسب و مغتنم يافتند . از طرفى بىارزش بودن طب سنتى تبليغ گرديد و از طرف ديگر پزشكى جديد پا به ميدان گذشتهء
هامش
( 1 ) - تاريخ پزشكى ايران ، ص 644 .