وسطى را در خواب جهالت و بىخبرى مىگذراند و با هرگونه علم و دانشى به شدت به ستيز برمىخواست و پيشقراول اين ستيزهجويان ، كه به اسم حمايت از مذهب مسيح هر ندايى را كه به نام علم بلند مىشد سركوب مىكرد ، محكمههاى تفتيش عقايد ( انگزيسيون ) بود . « مورخين تعداد كسانى را كه ظرف سيصد سال بهوسيلهء مأمورين انگزيسيون محكوم و معدوم شدهاند بين 5 تا 6 ميليون نفر تخمين زدهاند ، و اين رقم به مراتب بيش از تعداد كسانى است كه در طول اين مدت درنتيجه جنگ كشته شدهاند » . « 1 » بهعنوان يك نمونه كوچك در اين زمينه مىتوان به « ژان كالون » اشاره نمود كه در طى سالهاى 1542 تا 1546 ، 58 نفر را كه با مقررات مذهبى او مخالفت كرده بودند اعدام كرد ، كه از ميان قربانىهاى او مىتوان « ميگل سروتو » پزشك اسپانيائى را برشمرد . « 2 » وضعيت بهداشت و درمان نيز بهتر از شرايط اجتماعى آن دوران نبود . « توجه به بهداشت عمومى كه به هنگام بروز بيمارى همهگير طاعون آغاز گرديده بود ، بار ديگر در بوته فراموشى افتاد و هيچگاه خيابان و كوچهاى به كثافت و آلودگى زمان رنسانس ديده نشده و در هيچ زمانى خرافات ، سفاكى و قساوت به اين فراوانى وجود نداشته است » . « 3 » در تمدن اسلامى ، پزشكانى همچون بو على سينا ديوانگان را به مانند مريضهاى ديگر با روشهاى علمى مورد معالجه قرار مىدادند ، اما قرنها بعد در اروپا هنوز خرافات بسيارى در مورد اين بدبختان رواج داشت : « بهطور كلى رفتارى كه با اين مردم بيچاره مىشد وصفكردنى نيست . آنها را در جعبههاى قفسمانندى زندانى كرده در قفسها را قفل مىكردند و براى آنكه
هامش
( 1 ) - پنج هزار سال پزشكى ، ص 170 .
( 2 ) - همان ، ص 176 .
( 3 ) - همان ، ص 165 .