تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
سست شدن عضو و از حس و حركت افتادن آن است .

الفتق

128 / 13 شكافى كه در صفاق ( پوست ) پيدا مىشود و نشانهء آن اين است كه نتوى ( بيرون‌آمدگى ) در مراق ( پوست ) شكم آدمى ظاهر مىگردد ؛ زمانى كه بر پشت بخوابد و آن را به داخل بجهاند پنهان مىشود و هنگامى كه برخيزد برمىگردد .

الفرسة

131 / 4 « 119 » بادى را گويند كه از آن خميدگى پيدا مىشود و پزشكان آن را به خطا « افرسه » گويند .

الفساد

99 / 5 فساد عبارت است از نابودى جوهر از وجود ؛ مانند مرگ انسان و دگرگونى هوا به آتش .

الفصل

75 / 14 فصل آن لفظى است كه دلالت بر معناى ذاتى مىكند كه با آن از انواع ديگر كه در جنس اشتراك دارند امتياز پيدا مىكند ؛ مانند ناطق كه مميّز ميان نوع انسان و انواع ديگر حيوانات است .

الفعل

90 / 2 فعل عبارت است از تأثير در چيزى ؛ مانند سوزانيدن آتش هيزم را و تراشيدن نجار چوب را .

الفعل المركّب

106 / 1 فعل مركّب آن است كه به وسيلهء دو قوّه يا بيشتر انجام مىگيرد ؛ مانند شهوت كه با قوّهء حساسه صورت مىپذيرد .

الفعل المفرد

105 / 17 فعل مفرد آن است كه به وسيلهء يك قوّه انجام مىگيرد ؛ مانند جذب و امساك و هضم و دفع .

الفلسفة

89 / 3 فلسفه ، صناعت صناعتها و مشتمل بر حقايق موجودات و علم به خيرات است .

الفلسفة العلمىّ 89 / 6

دانسته مىشود تا با آن به اعمال واجب و اعمال خير دسترسى پيدا گردد .

الفلسفة النّظرىّ 89 / 5

فقط دانسته مىشود .

الفلغمونى

162 / 15 آماس خونى سرخ و ساكن است .
هامش
( 119 ) . كوژى را به تازى « رياح الافرسة » خوانند . اين بيمارى به اول علاج پذيرد ، فاما چون تمام كوژ شد بيش علاج نبود . هدايه ، 577 .