انتثار الشّعر
120 / 14 « 20 »
ريزش موى سر را گويند كه يا از كمبود مادّهء توليدكنندهء موى پيدا مىشود ، همچنانكه برگهاى درختان در زمستان مىريزند ، و يا از تخلخل مسامى است كه در سر و روى است .
أنحاء التّعليم 82 / 6 « 21 »
انحاى تعليم و روشهاى آموزش يعنى روشهايى كه با آن تعليم و تعلم صورت مىپذيرد چهار است : قسمت يا تقسيم ، تحليل ، حد ، برهان .
اندروقس
162 / 9
استسقا را گويند .
الانفعال
90 / 4
انفعال پذيرفتن اثر از چيزى است ؛ مانند سوخته شدن هيزم از آتش و تراشيده شدن چوب به وسيلهء نجار .
انقيالوس
163 / 1
تبى است كه بيمار در باطن احساس سرما و در ظاهر احساس گرما مىكند .
اوقات المرض
169 / 1
بيمارى را چهار وقت است : وقت ابتدا كه در آن بدن شروع به تكسّر ( شكسته شدن ) مىكند ؛ وقت تزيّد ( افزونى گرفتن ) كه در آن بيمارى فزونى مىيابد و به غايت خود نمىرسد ؛ وقتى انتها كه بيمارى در آن به نهايت نيروى خود مىرسد ؛ وقت انحطاط كه بيمارى در آن رو به كاستى مىنهد .
ايّام بحران
172 / 1
روزهايى كه در آن بيمارى به بحران خود مىرسد و آن عبارت است از روزهاى چهارم و هفتم و چهاردهم و بيستم .
ايلاوس
128 / 6 « 22 »
يكى از انواع سخت قولنج است و معنى اين كلمه « خدا رحم كن » است و آن را بيمارى « پناه بر
هامش
( 20 ) . اين ريختن موى ، همهء موى اندكاندك بريزد و پوست برهنه نگردد تمام . هدايه ، ص 218 .
( 21 ) . على بن عباس مجوسى مىگويد : « نحوههاى آموزش و روشهاى تعليم اين فن پنج است : روش تحليل بالعكس ، روش تركيب ، روش تحليل حد ، روش رسم ، روش قسمت . » كامل الصناعة ، ج 1 ، ص 10 . سعد الدين تفتازانى پس از ذكر انحاى چهارگانهء تعليم مىگويد : « اينها به مقاصد شبيهترند تا به مقدمات » . تهذيب المنطق ، حاشيهء ملا عبد اللّه يزدى ، ص 127 .
( 22 ) . اگه باش كه قولنج دوگونه بود : يكى به رود كانيهاى ( رودههاى ) باريك و بواب بود و اين را ايلاوس خوانند .
هدايه ، ص 424 . كلمهء ايلاوس يونانى است و در عربى به صورت « ايلاوش » نيز آمده است . تكملهء قواميس عرب ، ج 1 ، ص 46 .