نام كسى كه كتاب را تأليف كرده بايد در آغاز كتاب ياد شود و فايدهء آن اين است كه دانشجو گاهى از فهم برخى از معانى كتاب درمىماند و ناچار است كه از روى تقليد مطلبى را بپذيرد .
حال ، اگر مؤلف به فضل و درستى فكر و صوابانديشى معروف باشد ، روح دانشجو به پذيرفتن آن از روى تقليد آرام مىگيرد تا آنگاه كه فهم او قوى شود و تمكّن استدلال و توصل به شناسايى برهان پيدا نمايد .
الأسيلم
117 / 4
رگى است كه ميان خنصر و بنصر ( انگشت پنجم و چهارم ) قرار دارد و از شعب رگ باسليق است .
الإضافة
78 / 15
اضافه نسبت ميان دو چيز است كه هريك از آن دو باوجود ديگرى موجود مىشود ؛ مانند نسبت فرزندى كه ميان پدر و پسر است و نسبت برادرى كه ميان دو برادر است .
الإضافة
81 / 6
يكى از اقسام متقابلان اضافه است مانند پدرى و فرزندى ؛ زيرا ، يك شخص مىتواند پدر و فرزند باشد ، ولى پدرى و فرزندى در او از يك جهت جمع نمىشود ؛ يعنى زيد مثلا نمىتواند پدر و فرزند عمرو باهم باشد .
الاضمحلال
98 / 11
رجوع شود به « الذبول » .
الأعضاء
الآلية 112 / 12 « 14 »
اعضاى ابزارى بزرگ كه بدن را تشكيل مىدهند هفتند : اول ، سر و گردن ؛ دوم ، سينه ؛ سوم ، شكم ؛ چهارم ، پشت ؛ پنجم ، دو دست ؛ ششم ، دو پا ، هفتم ؛ نرّه ( آلت تناسلى ) .
الأفرسة
رجوع شود به « الفرسة » .
افسطيقوس
161 / 8 « 15 »
تب دق ( الحمّى الدّقّى ) است و معنى كلمه ، رسوخ يابنده است .
الأفعال
105 / 17
افعال عبارتند از تأثيراتى كه از قواى طبيعية و نفسانية صادر مىشود و بر دو بخش تقسيم
هامش
( 14 ) . اعضاى آليه از اين جهت آليه ناميده مىشوند كه آنها آلت و ابزار نفس براى افعال و حركات هستند . بستان الاطباء ، ابن مطران ، ص 34 .
( 15 ) . از نشانههاى اقطيقوس آن است كه حرارت به حال خود تا فردا باقى بماند و سرفه با آن تهييج گردد و رنگ ديگرگونى پذيرد . فردوس الحكمة ، ص 290 .