از جمع شدن آب در شكم پيدا مىشود ، چنانكه وقتى حركت داده شود خضخضهء ( جنباندن آب ) آن شنيده مىشود .
الاستسقاء الطّبلىّ
128 / 1
هنگامى كه آب كم و باد زياد در شكم جمع مىشود استسقاى طبلى ناميده مىشود ، و وقتىكه بر روى شكم مىزنند صداى طبل از آن برمىآيد .
الاستسقاء الّلحمىّ
127 / 18
از ورم سخت در كبد پيدا مىشود و در نتيجه ، همهء بدن تزبّل ( زباله گونگى ) پيدا مىكند .
الاستفراغ
167 / 13
استفراغ خروج فضلات ( زياديها ) است از بدن در غير معالجه ؛ مانند رعاف ( خوندماغ ) و خلفه ( اسهال ) و قى كردن و عرق كردن .
اسطارس
162 / 10
يرقان را گويند .
الأسطقس
94 / 6 « 13 »
اسطقس عبارت است از چيز مفردى كه مركّب از آن پديد مىآيد ؛ مانند حروف كه الفاظ از آنها تركيب مىشود و خشت و گل كه تركيب خانه از آنهاست .
الأسطقسّات الأربعة
94 / 9
اسطقسهاى چهارگانه عبارتند از آتش و هوا و آب و خاك ؛ زيرا ، همهء اجسامى كه زير فلك ماه قرار دارند از اين چهار ، تركيب و تأليف شدهاند - همچون حيوان و نبات و معدن .
اسطيس
124 / 3
يعنى خشونت و نوعى از جرب ( گرى ) چشم است .
الاسم
70 / 13
آن لفظى است كه بهطور اجمال دلالت بر چيزى مىكند مانند « انسان » ؛ زيرا ، آن لفظى است كه صورت انسان را به ذهن ما مىآورد ولى تفصيل آن را براى ما نمىنمايد .
اسم المصنّف
86 / 16
هامش
- على بن ربن طبرى ، صص 220 - 221 . ابن رشد از زقى به مائى ( آبى ) و از طبلى به ريحى ( بادى ) تعبير كرده است . تلخيصات ابن رشد لجالينوس ، ص 233 .
( 13 ) . فرق ميان « اسطقس » و « عنصر » اين است كه اسطقس داراى صورت است و عنصر داراى صورت نيست .
الحدود ، ص 44 . قسطابن لوقاى بعلبكى رسالهاى دربارهء اسطقسات عالم نوشته تحت عنوان كتاب قسطابن لوقا اليونانى المتطبب فى الاسطقسات التى عنها كانت ابدان الناس و هى اركانها و اصولها ، و تعريف اسطقس را از كتاب السماء ارسطو چنين مىآورد : « ان الاسطقس هو الذى يكون منه الشىء كونا اوليا » ، ص 43 .