مىگردند : فعل مفرد و فعل مركّب . فعل مفرد را فقط يك قوه انجام مىدهد ، مانند جذب و امساك و هضم و دفع . فعل مركّب را دو قوه يا بيشتر انجام مىدهند ، مانند شهوت كه با قوهء جاذبه و قوهء حساسه صورت مىپذيرد .
افياطيس
162 / 8
كابوس را گويند .
افيماروس
161 / 6
تب يك روزه ( حمّى يوم ) است و از نام جانور دريايى گرفته شده كه هستى و مرگش در يك روز اتفاق مىافتد .
اقيمارينوس
161 / 10
« 16 » تب بلغمى كه نوبهء آن در هر روز است .
اكحل
117 / 2 « 17 »
رگى است كه ميان باسليق و قيفال قرار دارد .
الألفاظ الكليّة
73 / 18
الفاظ كلى عبارتند از جنس و فصل و نوع و خاصه و عرض .
الألهى
89 / 11
بخش الهى از فلسفهء نظرى علم به خالق عزّ و جلّ است .
الامتلاء
167 / 17
امتلا ( پرشدن ) بر سه نوع است : امتلا برحسب اوعيه ؛ امتلا برحسب قوه ؛ امتلاى معده از خوردنى و نوشيدنى .
الأم الجافية
114 / 10 « 18 »
پردهء ضخيمى است چسبيده به كاسه سر .
الأمّ الرّقيقة
114 / 11
هامش
( 16 ) . در فردوس الحكمة انفرياقوس آمده است ، ص 295 .
( 17 ) . در طب الرضا ( ع ) آمده كه « حبل الذراع » و قيفال در هنگام فصد بيشتر دردناك مىشود زيرا بر روى آن گوشت بسيار است ؛ ولى باسليق و اكحل درد كمترى دارد زيرا بر روى آن گوشتى نيست . الرسالة الذهبية ، ص 85 . اكحل را عامه عرق البدن ( رگ بدن ) گويند . التصريف لمن عجز عن التأليف ، ص 627 . ناصرخسرو در ديوان ، ص 255 گويد :قفلست مثل ، گر تو نپرسى ز كليدش * پر علت جهلست تو را اكحل و قيفال( 18 ) . جالينوس غير از ام جافيه و ام رقيقه از امى ديگر به نام « الام الثالثة » ياد كرده كه حافظ نخاع است و اصل و ريشهء آن در يكى از استخوانهاى جمجمه است . كتاب جالينوس فى اختلاف الاعضاء المتشابهة الاجزاء ، ص 62 .