را در دسترس داشته باشد ، چهبسا كه ممكن است مورد نياز باشد . در اين فصل به نام بسيارى از آن آلات و ابزار برخورد مىكنيم كه مهمترين آنها عبارت است از :
انبوبه
( cannula )
لولهاى كه يك سر آن را در گوش مىكردند تا كرمى را كه در گوش رفته بيرون كشند ( ص 197 ) .
جفت
( forcePs )
موچين زراقه گونهاى كه با آن ريشهء دندان را بيرون مىكشيدند ( ص 287 ) .
زراقه
( syringe )
سرنگى كه با آن داروى مايع را وارد آلت تناسلى مرد مىكردند تا مثانه را درمان كنند ( ص 407 ) .
صناره
( hook )
چنگك يا قلابى كه چشمپزشكان براى برگرداندن پلك چشم به كار مىبردند ( ص 237 ) .
فاس
( Pickaxe )
تبرچهء سرتيزى كه از آن بهجاى نيشتر براى فصد استفاده مىكردند ( ص 629 ) .
قاثاطير
( catheter )
يا « مبوله » لولهاى كه براى بيرون آوردن ادرار وارد آلت تناسلى مرد و براى بيرون آوردن چرك وارد رحم زن مىكردند ( ص 403 ) .
كلاليب
( forcePs )
انبركى كه با آن دندان را حركت مىدادند يا مىكشيدند ؛ كلبتين ( ص 279 ) .
لولب
( sPeculum )
ابزارى كه با آن دهانهء رحم را باز مىكردند تا جنين را بيرون كشند ( ص 489 ) .
مبرد
( file )
سوهان گونهاى كه با آن زيادتى و كجى دندان را مىتراشيدند ( ص 289 ) .
مبضع
( scalPel )
نيشترى كه در موقع رگ زدن از آن استفاده مىكردند ( ص 635 ) .
مجرد
( scraPer )
ابزارى كه با آن چركها و زرديهاى اطراف دندان را پاك مىكردند ( ص 275 ) .
محجمه
( cuPPing vessel )
شيشه يا قارورهء حجامان ( ص 359 ) .
محقنه
( clyster )
دستگاهى كه با آن بيمار را تنقيه مىكردند ( ص 521 ) .
مخدع
( deceiver )
ابزارى كه پس از شكافتن غده ، با آن روى زخم فشار مىدادند ( ص 257 ) .
مدس
( exPlorer )
ميل سرتيزى كه مانند نيشتر در شكافتن ورمها و غدهها به كار مىبردند ( ص 347 ) .
مدفع
( thruster )
ميلى كه براى بيرون كشيدن تير از آن استفاده مىكردند ( ص 623 ) .
مرود
( Probe )
ميلى مانند سرمهكش كه با آن پلك چشم را بالا مىزدند ( ص 213 ) .
مسبار
( Probe )
ابزارى مانند « مدس » كه چشمپزشكان در عمل آب آوردن به كار مىبردند ( ص 349 ) .