تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
مىكنيم .

ضرورت داغ كردن سر

اگر رطوبت ( ترى ) و برودت ( سردى ) بر دماغ كسى عارض شده و او را دچار سردرد و پايين آمدن آب از جانب سر به‌سوى دو چشم و دو گوش كرده است عمل كىّ الرأس ( داغ كردن سر ) بر روى او بايد انجام شود ، همچنين اگر برودت موجب خواب بسيار و دندان‌درد و گلودرد و يا فلجى و غش گشته باشد .

چگونگى داغ كردن سر بيمار

نخست ، به بيمار فرمان مىدهى كه معدهء خود را با داروهاى مسهل و پاك‌كننده ، سه شب يا چهار شب برحسب نيرو و سن و عادتش ، پاك گرداند و سپس سرش را با تيغ بتراشد . آن‌گاه ، او را در پيش خود چهارزانو مىنشانى درحالىكه دستهايش را بر روى سينه‌اش نهاده باشد و تو خود كف دستت را بر ته بينى او ميان چشمانش مىگذارى ، آن‌گاه آنجايى را كه انگشت ميانين تو قرار مىگيرد با مداد نشانه بگذار و سپس داغ كن زيتونى را كه بدين صورت است گرم كن و بر جايى كه با مداد نشانه گذاشته‌اى با كمى فشار فرود آر و كمى هم آن را بگردان و زود دستت را بلند كن و ببين استخوان به اندازهء سر خلال و يا اندازهء دانهء كرسنه آشكار شده ، و گرنه دوباره با همان آهن و يا با چيزى ديگر فشار بده تا به آن اندازه استخوان را ببينى . پس از اين عمل ، مقدارى نمك را با آب حل كن و پنبه‌اى را با آن تر گردان و برجاى داغ شده بگذار و سه روز آن را رها كن و آن‌گاه پنبه‌اى را با روغن تر كن و بر روى آن بگذار تا آنكه خشك‌ريشه « 15 » كه از آتش پيدا شده بود از بين برود . سپس ، آن را با مرهم چهاربر ( المرهم الرّباعى ) درمان كن تا بهبود يابد ؛ ان شاء اللّه ( ص 19 ) . زهراوى در اين باب از انواع و اقسام گوناگون مكواة ( ابزار يا ميل داغ‌كن ) نام مىبرد و شكل و صورت آن را نشان مىدهد و پزشك بايد برحسب اختلاف موارد از اين ابزارهاى گوناگون استفاده كند . براى نمونه نام برخى از آنها را ياد مىكنيم .
هامش
( 15 ) . كلمهء خشك‌ريشه به معنى زخم خشك شده يا بازماندهء زخم ، كلمهء فارسى است كه وارد زبان عربى شده و پزشكان - از جمله ابن سينا در كتاب قانون - آن را به كار برده‌اند . قاموس القانون فى الطب ، ص 66 ؛ طب النبى ، حافظ ذهبى ، ص 150 .