تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧

مقدمهء مؤلف

نويسندهء كتاب گويد : اى فرزندان من ، هنگامى كه اين كتاب را كه پاره‌اى از علم پزشكى است براى شما كامل گردانيدم و توضيح و بيان آن را به غايت رساندم صواب چنان ديدم كه آن را با اين مقاله كه بخشى از دستكارى است به پايان رسانم ؛ زيرا ، در سرزمين ما كسى كه آن را نيك انجام دهد وجود ندارد و به زودى اين علم نابود و اثرش ناپديد مىگردد و همانا آثار ناچيزى در كتابهاى اوايل « 12 » باقىمانده كه دستخوش تصحيف و خطا و تشويش گشته است . چنان‌كه معانى آن بسته و فايدهء آن دور گرديده است . از اين روى ، من آهنگ زنده گردانيدن اين علم را كردم با تأليف اين مقاله كه در آن طريق شرح و بيان اختصار پيموده شده است و در آن تصوير ابزارهاى آهنين داغ كردن و ساير ابزارهاى عمل آورده شده ؛ زيرا ، آن موجب افزونى بيان مىگردد و سخت بدان نياز است . و علت آنكه در اين زمان جراح چابك‌دستى يافت نمىشود اين است كه صناعت پزشكى دراز است و جويندهء آن پيش از آن بايد در علم تشريح ، كه جالينوس آن را توصيف كرده ، كوشش كند تا بر منافع اعضا و هيئتها و مزاجها و اتصال و انفصال آنها آگاه گردد و همچنين به استخوانها و اعصاب و عضلات و شمار و مخارج آنها و رگهاى زننده و غير زننده « 13 » و مواضع و مخارج آنها شناسايى پيدا كند . از اين روى ، بقراط گفته است : « پزشكان به نام بسيارند و به عمل كم ، خصوصا در صناعت دست » و ما دربارهء اين موضوع در آغاز اين كتاب شمه‌اى بيان داشتيم ؛ زيرا ، اگر كسى آگاه نباشد به آنچه ما از تشريح ياد كرديم مسلما مرتكب خطايى مىگردد كه مردم را با آن مىكشد ، همچنان‌كه آن را از كسانى كه فقط تصور و ادعايى از اين علم دارند ولى آنان را شناخت و درايتى نيست بسيار ديده‌ام . زهراوى براى اثبات آنچه در بالا گفته است چند مورد عمل را كه به وسيلهء پزشكان جاهل انجام يافته ذكر مىكند : 1 . پزشك نادانى را ديدم كه ورم خنزيرى ( باد خنازير ) كه در گردن زنى بود شكافت و يكى
هامش
( 12 ) . كلمهء « اوايل » كه همراه با علوم يا علم يا كتب مىآيد به يونانيان اطلاق مىشود . ياقوت حموى دربارهء ابن مسكويه مىگويد : « كان عارفا بعلوم الاوائل » ، معجم الادباء ، ج 5 ، ص 10 . ناصرخسرو در ديوان ، ص 136 مىگويد :علت جنبش چه بود از اول بودش * چيست درين قول اهل علم اوايل( 13 ) . رگهاى زننده و غير زننده ترجمهء « العروق النوابض و السواكن » است كه حنين بن اسحاق آن را « العروق الضوارب و غير الضوارب » خوانده است . رسالهء حنين ، ص 9 ؛ بيست گفتار ، مهدى محقق ، ص 375 .
مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 377 | مهدى محقق