تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
با تصوير ابزار و آهنينه‌هاى داغ كردن و آنچه در دستكارى بدان نياز است . باب دوم ، در بريدن و شكافتن و فصد و حجامت و جراحات و بيرون آوردن تير و مانند آن با تصوير ابزار و آلات اين اعمال . باب سوم ، در شكسته‌بندى و جا انداختن استخوان و درمان سستى آن از سر تا پاى با صورت آلات و ابزار آن .

باب اول ، در داغ كردن ( الكّى )

باب اول كتاب در پنجاه و شش فصل است ( صفحه‌هاى 8 تا 165 ) و در آغاز اين باب سخن از سودها و زيانهاى داغ كردن و اينكه با كدام مزاج سازگار مىافتد به ميان آورده است . او معتقد است كه داغ كردن براى هر مزاجى خوب است ، مگر مزاج گرم و خشك ؛ زيرا ، طبيعت آتش حرارت و خشكى است و كسى از بيمارى گرم و خشك با داروى گرم و خشك درمان نمىيابد ( ص 9 ) . او مىگويد : « داغ كردن با آتش بهتر از سوزاندن با دواى تند است ؛ زيرا ، آتش جوهرى است مفرد و فعل آن از عضوى كه داغ شده تجاوز نمىكند و به عضو مجاور آن زيانى فراوان نمىرساند ، درحالىكه داغ كردن با دارو فعل آن تجاوز به اعضاى ديگر مىكند و چه‌بسا كه بيمارى صعب العلاج و يا مرگ را به‌وجود بياورد » . و در پايان اين قسمت دربارهء اهميت آتش مىگويد : « اگر نه اين بود كه مناسب اين كتاب نبود ، من براى شما سرّ غامض آتش و كيفيت فعل آن را در اجسام و نفى امراض را با كلام فلسفى برهانى دقيق بيان مىكردم » ( ص 11 ) . او در پايان اين مقدمه دربارهء جملهء معروف « الكّى آخر الطّب » « 14 » مىگويد : « عامهء مردم از اين جمله چنين دريافت مىكند كه پس از داغ كردن ديگر دارويى سودمند نيست ، درحالىكه چنين نيست . معنى جمله اين است كه اگر داروهاى گوناگون به كار برده شده و سودمند نيفتاد آن‌گاه بايد به آخرين درمان متوسل شد كه داغ كردن باشد » ( ص 13 ) . او داغ كردن با ابزار آهنين را بهتر از داغ كردن با ابزار زرين مىداند و مىگويد : « اگر ميلهء داغ كن ( مكواة ) زرين را در آتش بگذارى سرخى آن‌چنان‌كه بخواهى براى تو آشكار نمىشود ؛ زيرا ، زر خود سرخ است ، و ديگر اينكه زر بيش از اندازه در آتش بماند ذوب مىگردد درحالىكه آهن چنين حالتى ندارد » . او مىگويد : « ترتيب اين باب را از سر تا پا قرار دادم تا دانشجو آنچه را مىخواهد آسان به دست آورد . » چون نقل كيفيت داغ كردن و مداواى با آن در همهء موارد ياد شده در كتاب مناسب اين گفتار نيست فقط فصل او از اين باب را كه دربارهء داغ كردن سر است به‌طور خلاصه و فشرده بيان
هامش
( 14 ) . اين تعبير به صورت « آخر الدواء الكّى » معروف است . حافظ گويد : « علاج كى كنمت آخر الدواء الكّى » . برخى از عامه اين مثل را به صورت « آخر الداء الكى » نقل كرده‌اند . تقويم اللسان ، ابن جوزى ، ص 127 .