المجبرين و الجرائحيين » آورده و در آنجا شرايط پزشكان و چشمپزشكان و شكستهبندان و جراحان را بيان كرده است . او مىگويد : « پزشكان با آنچه حنين در محنة الطبيب آورده آزموده مىشوند « 50 » و چشمپزشكان با كتاب ده مقاله حنين « 51 » دربارهء چشم و شكستهبندان با كناش بولص « 52 » ، و جراحان باقاطاجانس جالينوس « 53 » و كتاب زهراوى « 54 » امتحان مىگردند . » او سپس ، ساير شرايط هر طبقه را ياد كرده است .
در مورد مسئوليت و ضمانت پزشك در برابر جان بيمار اين داستان از يونان قديم نقل شده است كه ملوك يونان در هر شهرى حكيمى را كه مشهور به حكمت بود ، به عنوان رئيس ، منصوب مىكردند كه ساير پزشكان را امتحان كند و هركه را كممايه مىيافت او را به اشتغال علمى وامىداشت و از درمان بيماران منع مىكرد و نيز او فرمان داده بود كه هرگاه پزشك بر بيمار وارد مىشود بايد از علت بيماريش جويا گردد و سبب و علامت و نبض و قارورهء او را بداند ؛ سپس ، براى او قانونى براى نوشيدنى و جز آن مرتب كند و آنچه را كه بيمار ياد كرده است يادداشت نمايد . سپس ، آن قانون و آن يادداشت را به اولياى بيمار تسليم كند و فرداى آن روز دوباره بيمار را ببيند و قانون و يادداشت را تنظيم كند و همچنين در روزهاى سوم و چهارم تا روزى كه بيمار بهبود يابد يا بميرد . اگر بيمار بهبود يابد پزشك مزد خود را مىگيرد و اگر بميرد اولياى او نسخهها و يادداشتهاى او را بر رئيس پزشكان عرضه مىدارند . اگر او ديد كه پزشك مزبور بر مقتضاى حكمت و صناعت طب عمل كرده و تفريط و تقصيرى روا نداشته اين مطلب را به اولياى بيمار درگذشته اعلام مىدارد و اگر جز اين باشد به آنان مىگويد : « خونبهاى او را از اين پزشك بگيريد ؛ زيرا ، او با سوء صناعت و تفريط خود بيمار شما را كشته است . » و احتياط در اين امر را بدين حد مىرساندند تا آنكه نااهلان گرد علم پزشكى نگردند و پزشكان در كار خود سستى و كوتاهى نورزند . « 55 »
در اسلام ، پزشك مسئول شناخته شده و در صورت ناآشنايى و تقصير در برابر بيمار ضامن است
هامش
( 50 ) . ابن ابى اصيبعه آن را به نام فى امتحان الاطباء خوانده است . عيون الانباء ، ص 273 .
( 51 ) . مقصود كتاب عشر مقالات فى العين است كه با ترجمهء انگليسى آن به وسيلهء ماكس مايرهوف ، در سال 1928 م . ، در قاهره چاپ شده است .
( 52 ) . مقصود بولس اجانيطى است و كناش او همان است كه حنين آن را تلخيص كرده است . عيون الانباء ، ص 273 . كلمهء كناش آرامى است بهمعنى « مجموعه » و در عربى به معنى « مجموعههاى طبى » به كار رفته است .
متمم فرهنگنامههاى عربى ، دزى ، ج 2 ، ص 594 .
( 53 ) . در لاتينى :De ComPositione Medicamentorum Secundum General. نقل از تاريخ البيمارستانات فى الاسلام ، احمد عيسى بك ، ص 54 .
( 54 ) . مقصود كتاب التصريف لمن عجز عن التأليف است كه پيش از اين معرفى شد .
( 55 ) . نهاية الرتبة فى طلب الحسبة ، صص 88 - 97 .