تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
در باب اينكه افراط در خوردن اين گل موجب زردى روى مىشود پيش از اين هم از كتاب تقويم الحصة ابن بطلان عبارتى نقل گرديد و شواهد ديگرى نيز آن را تأييد مىكند . خواجه نظام الملك در سير الملوك خود گويد : « چنين گويند كه سلطان محمود غازى را روى نيكو نبود ؛ كشيده روى بوده و خشك و درازگردن و بلندبينى و كوسه بود ، و به سبب آنكه پيوسته گل خوردى زردروى بودى » « 37 » . حكيم ناصرخسرو قصيده‌اى در لغز قلم دارد كه با اين مطلع آغاز مىكند :
آن زردتن لاغر گل‌خوار سيه‌سار * زردست و نزارست و چنين باشد گل‌خوار « 38 »
و نيز سنايى غزنوى در كتاب حديقة الحقيقة گويد :
خور اينجا گلست ازو برگرد * كانكه گل خورد روش باشد زرد « 39 »
نه تنها در كتابهاى پزشكى و داروشناسى سخن از گل‌خوارى به ميان آمده ، بلكه در كتابهاى ديگر نيز جسته و گريخته اشاراتى به گل خوردن ديده مىشود . از جمله ، قاضى نعمان مغربى ، متوفا به سال 363 ، در كتاب دعائم الاسلام حديثى بدين مضمون از پيغمبر نقل مىكند : « خداوند آدم را از طين خلق كرده و خوردن آن را بر فرزندان او حرام كرده و كسى كه طين بخورد بر كشتن خود يارى كرده است و هركه آن را بخورد و بميرد من بر او نماز نمىگزارم . و از جعفر بن محمد روايت شده كه خوردن طين موجب نفاق مىگردد » « 40 » . و سنايى نيز در حديقه داستان زير را به نظم كشيده است :
بود در شهر بلخ بقالى * بىكران داشت در دكان مالى زاهل حرفت فراشته گردن * چابك اندر معاملت كردن هم شكر داشت هم گل خوردن * عسل و خردل و خل اندر دن ابلهى رفت تا شكر بخرد * چون‌كه بخريد سوى خانه برد مرد بقال را بداد درم * گفت شكر مرا بده به كرم برد بقال دست زى ميزان * تا دهد شكر و برد فرمان در ترازو نديد صدگان سنگ * گشت دلتنگ از آن و كرد آهنگ
هامش
- عربى اين كتاب در سال 1305 در قاهره به چاپ رسيده است . براى خاصيت گل نيشابورى نيز رجوع شود به هداية المتعلمين ، صص 277 - 389 . ( 37 ) . سير الملوك ، خواجه نظام الملك ، ص 60 . ( 38 ) . ديوان ، ناصرخسرو ، ص 160 . ( 39 ) . حديقة الحقيقة . سنايى ، ص 341 ؛ آقاى رواقى اين شاهد و شاهد بعدى را به دست آوردند . ( 40 ) . دعائم الاسلام ، نعمان بن حيون مغربى ، ج 2 ، ص 148 .