كه در اعضاى مشابهة الاجزاء پيش مىآيد توصيف كرد و در دو مقالهء ديگر ، درمان بيماريهاى اعضاى مركّبه را بيان نمود و در مقالهء اول از شش مقالهء نخستين ، درمان همهء اقسام سوء مزاج را كه در يك عضو پيدا مىشود توصيف كرد و من باب مثال آن توصيف را بر آنچه در معده حادث مىشود جارى ساخت . در مقالهء پس از آن ، كه همان مقالهء هشتم از كتاب است ، درمان اقسام تبهايى كه در روح است - يعنى تب روز - را توصيف مىكند و در مقالهء پس از آن يعنى مقالهء نهم ، درمان تب مطبقه را وصف مىنمايد و در مقالهء دهم ، درمان تبى را كه در اعضاى اصلى است - يعنى تب دق - را توصيف مىكند و در آن جميع آنچه دراينباره از استعمال حمام بايد دانست بيان مىنمايد . در مقالهء يازدهم و دوازدهم درمان تبهايى كه از عفونت اخلاط بهوجود مىآيند بيان مىكند . تبهايى را كه خالى از اعراض غريبه است در مقالهء يازدهم ، و آنهايى كه همراه با اعراض غريبه است در مقالهء دوازدهم آورده است . اين كتاب را سرجس به سريانى ترجمه كرده بود . ترجمهء شش مقالهء اول در وقتى صورت گرفته بود كه او در ترجمه ضعيف بود ؛ ولى ، هشت مقالهء ديگر را هنگامى ترجمه كرد كه مهارت كافى در ترجمه يافته بود . بدين جهت است كه ترجمهء اين هشت مقاله بهتر از ترجمهء شش مقالهء اول مىباشد . سلمويه از من درخواست كرد كه اين قسمت دوم را براى او اصلاح كنم و چنين مىپنداشت كه اصلاح آسانتر و بهتر از ترجمه است . بدين منظور قسمتى از مقالهء هفتم را با من مقابله كرد ، درحالىكه نسخهء سريانى در دست او و نسخهء يونانى در دست من بود و او متن سريانى را بر من قرائت مىكرد و هرگاه نكتهاى از آن با متن يونانى مخالف بود من او را آگاه مىكردم و او آن را اصلاح مىنمود و بدان اندازه اصلاح كرد كه ديگر كار بر او سخت آمد و براى او آشكار گشت كه از نو ترجمه كردن آسانتر و درستتر و پيوستگى در آن استوارتر است ؛ لذا ، از من خواست تا آن مقالات را ترجمه كنم و من آنها را از آخر ترجمه كردم . در آنوقت ما در رقه بوديم ، در زمان غزوات مأمون . او آن مقالات را به زكريا بن عبد اللّه معروف به طيفورى داد ، آنگاه كه عزم مدينة السّلام ( بغداد ) داشت تا در آنجا مورد نسخ قرار گيرد . در كشتيى كه در آن زكريا بود حريقى درگرفت و كتاب سوخت و نسخهاى از آن باقى نماند . پس از چند سال ، من كتاب را از اول براى بختيشوع بن جبرئيل ترجمه كردم . از هشت مقالهء آخر نسخههايى به يونانى نزد من بود ، با آنها مقابله كردم و نسخهاى صحيح از آن آماده ساختم و آن را تا حد امكان به غايت استقصا و بلاغت ترجمه كردم . از شش مقالهء اول ، فقط بر يك نسخه از آن دسترسى پيدا كردم و چون آن نسخه غلط بسيار داشت تصحيح آن مقالات آنچنانكه بايد براى من ميسر نگرديد . پس از آن ، نسخهاى ديگر يافتم و با آن امر مقابله و اصلاح به حد امكان انجام گرديد و كنار گذاشته شد تا اينكه با نسخهء سومى اگر يافت شود مقابله گردد ؛ زيرا ، نسخههاى يونانى اين كتاب كم است ، چون اين كتاب از كتابهايى نيست كه در مدارس اسكندريه خوانده مىشود . اين كتاب را از روى نسخ يونانى ، كه من ترجمه كردم ، حبيش بن حسن براى محمد بن موسى ترجمه
مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 226
مساهمون: مهدى محقق
ص٢٢٦