تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
كرده و سپس ، از من خواست تا در هشت مقالهء اخير تصفح به عمل آورم و اغلاطى را كه مىيابم اصلاح كنم . من خواستهء او را اجابت و كتاب را اصلاح كردم . اين است آن كتابهايى كه در مدرسه‌هاى پزشكى اسكندريه مىخوانند . آنان به همين ترتيبى كه من ياد كردم اين كتابها را قرائت مىكنند . آنان هر روز جمع مىشوند و به خواندن و فهميدن يك كتاب مىپردازند ، چنان‌كه امروزه اصحاب نصاراى ما در آموزشگاههايى كه معروف به اسكول است هر روز براى خواندن كتابى از كتابهاى متقدمان و يا ساير كتب اجتماع مىكنند . هريك از افراد پس از مهارت در اين كتب به قرائت آن مىپردازند ، به همان نحو كه امروز اصحاب ما تفاسير كتابهاى متقدمان را مىخوانند . اما ، جالينوس بر اين نبوده كه كتابهايش بر اين روش قرائت گردد . او ، چنان‌كه گذشت . سفارش كرده كه پس از كتاب او در فرقه‌ها كتابهاى او در تشريح خوانده شود و سپس ، بقيهء كتابهاى او به ترتيبى كه خود آن را نهاده است قرائت گردد .

21 . فى علاج التشريح

كتاب او در علاج تشريح ؛ او اين كتاب را در پانزده مقاله قرار داده و در آنها به توصيف امور زير پرداخته است : در مقالهء اول ، عضلات و رباطات دست ؛ در مقالهء دوم ، عضلات و رباطات پا ؛ در مقالهء سوم ، دربارهء عصب و عروق دو دست و پا ؛ در مقالهء چهارم ، عضلاتى است كه دوگونه و دو لب و چانهء پايين و سر و گردن و دو شانه را به حركت درمىآورد ؛ در مقالهء پنجم ، عضلات سينه و مراق شكم و دو متن و پشت ؛ در مقالهء ششم ، آلات غذا كه عبارت است از معده و امعا و كبد و طحال و كليه‌ها و مثانه و مانند آنها ؛ در مقالهء هفتم و هشتم ، تشريح آلات تنفس . در هفتم ، آنچه را در تشريح قلب و ريه و عروق ضوارب در زندگى و پس از مرگ حيوان آشكار مىشود توصيف كرده و در هشتم ، آنچه را در تشريح همه جاى سينه ظاهر مىشود و صف نموده است . مقالهء نهم ، خاص تشريح دماغ و نخاع است ؛ دهم ، تشريح چشمان و زبان و مرى و آنچه به اين اعضا پيوسته است ؛ در يازدهم ، آنچه در حنجره است و همچنين استخوانى شبيه به لام از حروف يونانى - يعنى اين شكل - و آنچه بدين مربوط است ؛ در مقالهء دوازدهم ، تشريح اعضاى توليد ؛ در سيزدهم ، تشريح رگهاى زننده و غير زننده ؛ در مقالهء چهاردهم ، تشريح عصبى كه از دماغ مىرويد ؛ در مقالهء پانزدهم ، تشريح عصبى كه از نخاع مىرويد . ايوب رهاوى اين كتاب را به سريانى براى جبرئيل بن بختيشوع ترجمه كرده بود و من در همان زمانهاى نزديك ، براى يوحنا بن ماسويه اصلاح كردم و در عنايت به تصحيح آن مبالغت ورزيدم .