و همچنين ، ديگر مقالات و آنچه را از ترجمهء كتابهاى هندوان در نيت دارم كه پس از يارى خدا و در امان بودن از پريشانى خاطر ، فقط درازى زمان و بازپس افتادن مرگ و سلامت حواس و تندرستى تن به فراخور سن آن را يارى مىتواند بكند .
و بايد بدانى كه كتابهايى را كه برشمردم در جوانى نوشته بودم و پس از آنكه آشنايى من به آن فنون افزون گشت آنها را كنار ننهادم و خوار نشمردم ؛ زيرا ، همهء آنها فرزندان من هستند و بيشتر مردم به فرزند و به شعر خود مفتونند . و آنچه را ديگران به نام من نوشتهاند ، آنها به منزلت دامن پرورد و طوق بر گردن هستند ، ميان آنها و ميان فرزندان جدايى نمىافكنم .
آنچه ابو نصر منصور بن على بن عراق « 215 » - بندهء امير مؤمنان - خداوند برهان او را روشن گرداناد به نام من كرده است :
114 . كتاب اوست در سمتها « 216 »
115 . و كتاب او در علت تنصيف تعديل نزد اصحاب سند هند
116 . و كتاب او در اصلاح كتاب ابراهيم بن سنان در تصحيح اختلاف ستارگان علوى
هامش
- مىورزيده و عامه را عليه او تحريك مىكرده است . كندى كسى را وادار كرد كه او را به علوم حساب و هندسه تشويق كند و او از اين راه به علم احكام نجوم روى آورد و كتابهاى فراوانى تأليف كرد و در سال 272 ، درحالىكه سن او از صد متجاوز بود ، وفات يافت . فهرست ، ابن نديم ، ص 335 . از مهمترين كتابهاى او كتاب المدخل الكبير فى علم احكام النّجوم است كه در سال 1985 م . در فرانكفورت چاپ شده است .
ابو ريحان هنگام ذكر « ژمكوت » كه يعقوب و اسفزارى گفتهاند شهرى است در كنار ديها و « كوت » به معنى قلعه ، و « ژم » به معنى ملك الموت است مىگويد : « به علت آنكه از آنجا بوى كنكدز مىآيد كه ايرانيان مىگويند كيكاوس يا جمشيد آن را در اقاصى مشرق كنار دريا بنا نهاد و كيخسرو به دنبال افراسياب تركى از آنجا عبور كرد » . و در پايان مىگويد : « و ابو معشر زيج خود را در همينجا قرار داد » . ماللهند ، ص 259 . او همچنين قول ابو معشر را در مورد تعيين تاريخ توفان نقل و سپس گويد : « اين مرد كه به رأى خود معجب است اين ادوار را از مسيرهاى ستارگان بر پايهء رصدهاى فارسيان استخراج كرده كه با آنچه هنديان با رصدهاى خود كه معروف به ادوار سندهند است مخالفت دارد . » آثار الباقية ، ص 25 .
( 215 ) . يكى از اميرزادگان دانشمند بزرگ خاندان آل عراق ، ابو نصر منصور بن على بن عراق است كه سمت استادى بر ابو ريحان داشت و در فنون رياضى مخصوصا مثلثات كروى يگانهء عهد خود بود . او تا سال 408 در قيد حيات بوده است . مقدمهء التفهيم ، جلال الدين همايى ، ص 29 .
ابو ريحان در قصيدهاى اشاره به آل عراق و اينكه او از نعمتهاى آن خانواده برخوردار بوده كرده است :و آل عراق قد غذونى بدّرهم * و منصور منهم قد تولىّ غراسيامعجم الادباء ياقوت حموى ، ج 2 ، ص 312 .
( 216 ) . ابو نصر بن عراق در رسالهء فى صنعة الاسطرلاب خود مىگويد كه « من اين موضوع را در كتاب خود به نام فى السّموت بيان كردهام و در آنجا پاسخ ابو ريحان محمد بن احمد بيرونى را دربارهء اين دايرهها و مسائل و مشاكل آنها دادهام » . رسائل ، ص 17 .