117 . و رسالهء او در براهين اعمال حبش در جدول تقويم
118 . و رسالهء او در اصلاح سهوهايى كه براى ابو جعفر خازن « 217 » در زيج الصفائح رخ داده است
119 . و رسالهء او در مجازات دايرههاى سمتها « 218 » در اسطرلاب
120 . و رسالهء او در جدول دقايق
121 . و رسالهء او در براهين بر عمل محمد بن صباح « 219 » در آزمايش خورشيد « 220 »
هامش
( 217 ) . اين رساله در ضمن رسائل ابو نصر منصور بن عراق در سال 1948 م . ، در حيدرآباد دكن ، چاپ شده و مؤلف در آغاز آن گويد : « وقتىكه من برخى از سهوهاى ابو جعفر خازن را در زيج الصفائح به تو تقديم داشتم تو را شيفتهء اصلاح آن يافتم و بهسوى خواستهء تو شتافتم ؛ هرچند بر برخى از مردم ايراد گرفتن بر تأليفات مردى همچون ابو جعفر خازن گران مىآيد ؛ زيرا ، بر جويندهء حق سزاوارتر اين است كه از اين امر نهراسد و آنچه را كه از ابواب دانش بر او آشكار گشته پنهان نگه ندارد ، هرچند كه آن شخص كه بر او ايراد وارد مىگردد فاضل و پيشرو در آن دانش باشد ، زيرا ، كمتر دانشمندى است كه از آنچه بر ابو جعفر رخ داده بر كنار مانده باشد . چگونه بر خردمندى ايراد گرفتن بر او گران مىآيد و حال آنكه بنو موسى ابن شاكر كه كسى برترى فضل آنان را منكر نيست در پارهاى از مقدمات كتاب ابلونيوس در مخروطات به غلط افتادند و باوجود جلالت قدر اين كتاب بنو موسى در اصلاح آن راه تكلف پيمودند و ابو جعفر خود غلطها و سهوهاى مالاناوس را در كتاب او كه موسوم به الاصول الهندسية است نشان داده و اصلاح نموده است » . تصحيح زيج الصفائح ، ص 3 .
ابو ريحان به ابو جعفر خازن اعتماد و اعتقادى خاص داشته ، چنانكه علامت ماه محرم را از كتاب المدخل الكبير الى علم النجوم او نقل كرده ، و در مبادى فصول چهارگانه به زيج الصفائح او و حركات الشمس ابراهيم بن سنان ارجاع داده است . آثار الباقيه ، صص 202 و 306 .
( 218 ) . ابو نصر بن عراق مىگويد : « پرسيدى - خداوند تو را تأييد كناد - از دايرههايى كه در سطح اسطرلاب بر طبق مبادى ساعات زمانى ترسيم شده است ، و گفتى آيا عمل به آنها در ساير مدارات كه در سطح اسطرلاب ترسيم نشده درست است يا نه و اگر درست است برهان آن چيست . . .
و از ابو محمد سيفى در وجود دواير سمتها و شناسايى مقادير قطرهاى آنها در سطح اسطرلاب گفتارى را حكايت كردى كه او برهانى بر آن اقامه نكرده ، تو از جهت آسانى عمل به آن در شگفت شدى و از كيفيت برهان بر آنچه ياد كرده پرسش كردى ، و من پاسخ به پرسش تو را واجب دانستم . » رسائل ، ابو نصر عراق ، ص 2 .
( 219 ) . بيرونى در جايى گفته است كه « محمد بن صباح رسالهاى در سعهء مشرق منقلب نوشته و در آن با طريق حساب ، نه به روش برهان ، بحث كرده و اساس عمل او مبنى بر تساهل و روش غير تحقيقى است ؛ زيرا ، او مسير خورشيد را در زمانهاى متساوى مستوى دانسته ، درحالىكه اينگونه نيست » . قانون مسعودى ، ص 367 .
( 220 ) . ابو نصر عراق رسالهاى دربارهء امتحان شمس دارد و در آغاز آن چنين گويد : « تأمل كردم - خداوند تو را يارى كناد - در رسالهء محمد بن صباح در آزمايش موضع خورشيد و ميل و وسعت برآمدن گاه و چگونگى مسير آن ، و بنا بر آنچه خواستى آن را اصلاح كردم و براى مواد اصلاح شده اقامهء برهان نمودم ، ولى من او را در اينكه به سابقيت خود در روشى كه در آن آورده افتخار كرده متجاوز از حدى كه درخور آن است يافتم ؛ زيرا ، او روش خود را بر اين بنياد نهاده كه مسير خورشيد ، ميان رصد اول ، و رصد دوم ، برابر مسير آن است ميان رصد اول و رصد سوم ؛ زيرا ، روزهاى هر رصد برابر روزهاى رصد ديگر است » . رسالة قى امتحان الشمس ، ص 2 .
او در پايان مىگويد : « از آنچه محمد بن صباح در رسالهء خود آورده است چيزى باقى نماند كه نيازمند به يادآورى و -