بيماران ، مردى بود كه استسقاى زقى در او رسوخ يافته بود و او مىخواست كه شكم او را سوراخ كند . در آن هنگام ، در آن بيمارستان جراحى بود كه او را ابن حمدان جرائحى مىخواندند ، و او در درمان يدى طولا داشت و تصميم گرفت كه شكم مستسقى را سوراخ كند . ما حاضر بوديم كه موضع ، آنچنانكه بايد ، سوراخ شد و مايعى زردرنگ از آن بيرون آمد و ابن مطران نبض بيمار را گرفته بود ، و وقتىكه ديد نيروى بيمار وافى نيست كه بيشتر آن مايع بيرون آيد ، فرمان داد موضع را بستند و بيمار را بر پشت خواباندند و رباط را هم عوض نكردند . ابن مطران به زوجهء او سفارش كرد كه رباط را باز نكند و به هيچ وجه آن را عوض ننمايد تا آنكه در روز ديگر بديدن او بيايد . اما ، وقتىكه ما از نزد او بيرون آمديم و شب فرارسيده است بيمار به زوجهء خود گفته است كه من سلامت خود را بازيافتم و بيمارى در من نمانده است و پزشكان بىجهت مىخواهند درمان را طولانى كنند ، رباط را بگشاى تا مايعى كه در شكم باقىمانده بيرون بيايد و من به سر كار خود روم .
زن از اين عمل خوددارى مىكند و مرد پىدرپى درخواست خود را تكرار مىنمايد ، درحالىكه نمىداند كه پزشك بيرون آوردن بقيهء آب را به وقتى ديگر موكول كرده كه او نيروى از دست رفتهء خود را بازيابد . وقتىكه زن رباط را گشود و همهء آبها بيرون آمد ، نيروى مرد نقصان پذيرفت و هلاك شد . »
و باز مهذّب الدين براى من نقل كرد كه او و ابن مطران در بيمارستان مردى را ديد كه از يك شق بدن ، دستش و از شق ديگر ، پايش فلج گرديده بود و ابن مطران او را در اسرع وقت معالجه كرد و با داروهاى موضعى او را درمان كرد و خوب شد .
من مىگويم كه موفق الدين اسعد بن الياس بن مطران دو برادر داشت كه به صناعت پزشكى اشتغال داشتند : يكى هبت اللّه بن الياس و ديگرى . . . ابن الياس . موفق الدين بن مطران در ماه ربيع الاول سال 587 در دمشق وفات يافت .
به خط عبد الرزاق بن احمد عامرى شاعر قصيدهاى منقول است كه در آن موفق الدين بن مطران را پس از اسلام آوردن او ستايش مىكند و آن در سوم ماه رمضان سال 585 بوده است . ( قصيده چهل و سه بيت است كه چون فقط ستايش اوست و دربردارندهء مطالبى دربارهء زندگانى او نيست از ترجمهء آن صرفنظر گرديد ) .
كتابهايى كه موفق الدين بن مطران تأليف كرده است عبارتند از :
1 . بستان الاطباء و روضة الالبّاء
غرض او در اين كتاب آن بوده كه مجموعهاى از مطالب شيرين و نوادر و تعريفهاى نيكو از آنچه كه مطالعه كرده و يا از استادان شنيده و يا از كتابهاى پزشكى استنساخ كرده گردآورد . او موفق نشد كه اين كتاب را به اتمام رساند و آنچه را من به خط استاد حكيم خود ، مهذب الدين ، يافتم دو جزء بود كه جزء اول را بر ابن مطران قرائت كرده بود و دستخط ابن مطران بر آن بود ، و جزء دوم را كه
مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 106
مساهمون: مهدى محقق
ص١٠٦