خريدند .
من مىگويم : ابن مطران بسيار جوانمرد و كريم النفس بود ، به شاگردانش كتاب مىبخشيد و به آنان احسان مىكرد و هرگاه كه يكى از آنان براى درمان بيماران مىنشست به او خلعت مىداد و پيوسته به او توجه مىنمود ، و از بزرگترين شاگردان او استاد ما مهذب الدين بن عبد الرحيم بن على « 18 » - خدايش رحمت كناد - بود كه همواره با او ملازم بود و در علم با او همكارى داشت و بارها همراه او در غزوههاى صلاح الدين ، پس از فتح ساحل ، سفر كرده بود .
استاد ما مهذب الدين داستانهايى از روش درمان او براى من نقل كرده است . از جمله آنكه اسد الدين شير كوه « 19 » ، حاكم حمص ، ابن مطران را به حضور طلبيد و او دعوت را اجابت كرد و همراه من به سوى اسد الدين روانه شديم . در يكى از راهها ، مردى مبتلا به جذام به سوى او آمد . بيمارى در او چنان شدت يافته كه خلقتش متغير و صورتش متشوّه گرديده بود ، و آنچه تاكنون خورده و داروهايى كه بدانها درمان كرده براى ابن مطران توصيف كرد و ابن مطران كه از ديدن او ناراحت شده بود به او گفت : « گوشت افعى بخور » . سپس ، دوباره سؤال كرد . گفت : « گوشت افعى بخور بهبود مىيابى . » ما به حمص رسيديم و او بيمار خود را ، كه اين سفر براى او انجام گرفته بود ، درمان كرد تا آنكه كاملا تندرست شد . در مراجعت از حمص ، در ميان راه ، به جوانى نيك چهره و تندرست برخورد كرديم كه بر ما سلام كرد و دست ابن مطران را بوسيد و ما او را نشناختيم . استاد پرسيد كه تو كه هستى ؟ او خود را معرفى كرد كه همان بيمار مجذومى است كه از او درخواست درمان كرد و بر طبق دستور او عمل كرد و بهبود يافت و به دارويى ديگر نيازمند نگرديد . ما از سلامتى كامل او در شگفت شديم و او را وداع كرديم .
و نيز همان مهذب الدين براى من نقل كرد كه « من با ابن مطران در بيمارستان بزرگى ، كه نور الدين ابن زنگى « 20 » ايجاد كرده بود ، بودم و او بيماران آن بيمارستان را درمان مىكرد . از جملهء آن
هامش
( 18 ) . مهذب الدين بن عبد الرحيم بن على ، معروف به دخوار طبيب ، از پزشكان مشهور كه پزشكى را نزد رضى الدين رحبى خوانده ، سپس به ملازمت ابن مطران درآمده است . فوات الوفيات ، ج 2 ، ص 316 . مهذب الدين مدرسهاى بنا نهاد كه به « مدرسهء دخواريه » معروف است و عز الدين سويدى در آنجا به عنوان مدرس تدريس كرده است .
عيون الانباء ، ص 759 .
( 19 ) . اسد الدين شيركوه بن محمد كه بعد از پدرش ، محمد بن شيركوه ، يعنى سال 581 از طرف صلاح الدين ايوبى بر حمص حكومت كرده و مسلمانان را از شر فرنگيان محفوظ داشته و در سال 637 در حمص وفات يافته است . النجوم الزاهرة ، ج 6 ، ص 316 ؛ الفتح القسى فى الفتح القدسى ، عماد اصفهانى ، ص 362 .
( 20 ) . نور الدين ابو القاسم محمود بن اتابك عماد الدين الزنگى بن قسيم الدولة آق سنقر التركى السلجوقى بيمارستان بزرگى در دمشق بنا نهاد و اوقافى براى بيمارستان و ديوانگان معين كرد . الكواكب الدرية فى السيرة النورية ، بدر الدين ابن قاضى شهبة ، صص 16 - 37 . ذهبى مىگويد كه او از عادلترين و متدينترين و مجاهدترين شاهان بوده و محاسن او « ابين من الشمس و احسن من القمر » است . العبر فى خبر من غبر ، حافظ ذهبى ، ج 3 ، ص 58 .