وثوق دارم . او ملازم تو و مباشر احوال تو خواهد بود در همهء اوقات ، و نزد تو اقامت خواهد كرد تا تو بهبود يا بى ، ان شاء اللّه تعالى . » او گفتهء ابن مطران را پذيرفت و حكيم يعقوب ، شب و روز ، ملازم امير گرديد تا آنكه عافيت يافت و پانصد دينار به او بخشيد . حكيم يعقوب آن پانصد دينار را گرفت و نزد ابن مطران آورد و به او گفت : « اى مولاى من ! اين را امير به من بخشيد و من نزد مولاى خود آوردم » . ابن مطران گفت : « خود آن را بگير و من فقط براى آنكه سودى به تو رسد تو را به امير معرفى كردم » . حكيم يعقوب گرفت و ابن مطران را دعا كرد .
حكيم عز الدين ابو اسحاق ابراهيم بن محمد بن سويدى « 13 » براى من نقل كرد كه ابن مطران بر در خانهاش نشسته بود ، جوانى كه از متنعمان بود و جامهء سياهى بر تن داشت نزد او آمد و ورقى به او داد كه در آن دوازده بيت در ستايش ابن مطران نوشته بود . وقتى ابن مطران آن را خواند به جوان گفت : « تو شاعرى ؟ » ، جوان گفت : « نه ، ولى از اهل بيوتات هستم كه روزگار مرا فرود آورده ، نزد تو مولا آمدهام و عنان خود را به دست تو مىسپارم كه هرچه انديشهء بلندت دربارهء من حكم مىكند در من معمول دارى . » ابن مطران جوان را به خانه خود برد و طعامى براى او فراهم آورد و او آن را خورد و سپس به او گفت : « عز الدين فرخشاه ، صاحب صرخد « 14 » ، بيمار شده و اين بيمارى دمى او را رها نمىكند . من تو را نزد او مىبرم تا او را درمان كنى و او پاداش خوبى به تو خواهد داد » . جوان
هامش
( 13 ) . عز الدين ابو اسحاق ابراهيم بن محمد بن سويدى در سال 600 در دمشق به دنيا آمد . پدر او اهل سويداى حوران بود . عز الدين در كودكى با ابن ابى اصيبعه در يك مكتب درس مىخواندند و اين دوستى ميان آن دو ادامه داشته است . او در بيمارستان نورى و بيمارستان باب بريد به امر پزشكى اشتغال داشته و در مدرسهء دخواريه تدريس مىكرده است .
مىگويند كه در سال 633 ، تاجرى از بلاد عجم به شام آمد و همراه خود شرح ابن ابى صادق بر كتاب منافع الاعضاء جالينوس را ، به خط مؤلف ، همراه داشت و تا آن زمان كسى نسخهاى از آن را در شام نديده بود ، و عز الدين سويدى از شدت اشتياق به ديدن اين كتاب اين دو بيت را براى آن تاجر نوشت :و امنن فانت اخو المكارم و العلى * بكتاب شرح منافع الاعضا
و اعارة الكتب الغربية لم يزل * من عادة العلماء و الفضلاءو آن تاجر كتاب را ، كه در دو مجلد بود ، براى سويدى ارسال داشت . عيون الانباء فى طبقات الاطباء ، ص 759 .
وقتىكه ابن ابى اصيبعه تاريخ پزشكان خود را كه موسوم به عيون الانباء فى طبقات الاطباء است تأليف كرد عز الدين سويدى براى دوست ديرين و هم مكتبى پيشين خود اين ابيات را ان شاء كرد :موفق الدين بلغت المنى * و نلت اعلى الرتب الفاخرة
جملت فى التاريخ من قد مضى * و ان غدت اعظمه ناخرة
فخصّك اللّه باحسانه * فى هذه الدنيا و فى الاخرة( 14 ) . صرخذ از بلاد حوران ، از توابع دمشق ، كه دژى استوار و شهرى نيكو داشته است . معجم البلدان ، ياقوت حموى ، ج 3 ، ص 380 .