تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
خود مىرسيد و پس از سلام ، در ميان گروه با تيزهوشى و آرامى مىنشست تا اينكه از قرائت درس فراغت مىيافت و از حلقه خارج مىگرديد . صاحب جمال الدين قاضى بزرگوار ابو الحسن على بن يوسف بن ابراهيم قفطى « 7 » مىگويد كه حكيم موفق الدين اسعد بن مطران نصرانى بود و سپس ، مسلمان گرديد و اسلام او بس نيكو بود و ملك ناصر صلاح الدين - خداوند روانش را پاك گرداناد - يكى از كنيزان خانهء خود را كه نامش جوزه « 8 » بود به او تزويج كرد . اين جوزه كنيز خوند خاتون ، دختر معين الدين زوجهء صلاح الدين ، بود كه اداره خانهء آن بانو را به عهده داشت و نزد او بر ديگران كنيزان برترى يافته بود ؛ چنان‌كه بانو بسيارى از زيورها و گنجينه‌هاى خود را به او بخشيده و او را متمول و داراى حشم گردانيده بود . جوزه امور ابن مطران را مرتب و احوال او را مهذب و جامهء او را نيكو و بيرون و درون او را زيبا گردانيد تا آنكه نامى بلند در دولت يافت و مال فراوانى از فرمانروايان دولت كه در دوران بيمارى آنها مباشرت داشت براى او حاصل گرديد ؛ چنان‌كه آنان در بخشش مال به او رقابت مىكردند و حال او نزد سلطان بالا گرفت تا به جايى كه نزديك بود به مقام وزارت رسد . ابن مطران توجه فراوانى به پزشكان و فيلسوفان مىنمود ، هميشه آنان را مقدم مىداشت و به آنان روزى مىرساند . فقيه اسماعيل بن صالح بن بناى قفطى ، خطيب عيذاب ، حكايت مىكند : « وقتىكه سلطان ساحل را فتح كرد من از عيذاب براى زيارت بيت المقدس سفر كردم . وقتى به شام رسيدم ديدم كه كوههاى پر درخت آنجا همشمار بيابانهاى خشك عيذاب است . از اين روى ، به ماندن در آنجا شايق گرديدم و در چارهء به دست آوردن روزى افتادم و به‌سوى فاضل عبد الرحيم « 9 » شتافتم و از او خواستم كه طى نامه‌اى از سلطان بخواهد كه خطيبى قلعهء كرك را به من واگذار كند .
هامش
( 7 ) . مقصود جمال الدين ابن القفطى مؤلف كتاب تاريخ الحكماء است كه در قفط از نواحى صعيد مصر در سال 568 به دنيا آمده است . او پس از اقامت در قاهره به شام رفته و در حلب در خدمت امير ميمون قصرى بوده و سپس ، در زمان ملك ظاهر ، عهده‌دار امور ديوانى گرديده و پس از مدت كوتاهى كه بدون شغل بود ، نزد ملك عزيز به سمت وزارت نايل آمده و همين شغل را در زمان ملك ناصر ادامه داده تا آنكه در سال 646 از دنيا رفته است . تاريخ مختصر الدول ، ابن العبرى ، ص 272 . ( 8 ) . ابن عماد حنبلى مىگويد وقتى ابن مطران در دمش وفات يافت او را در قاسيون ، در كنار راه ، در خانهء زوجهء او جوزه دفن كردند و جوزه در كنار آرامگاه ابن مطران مسجدى بنا نهاد كه معروف به دارجوزه است . شذرات الذهب ، ج 4 ، ص 288 . ( 9 ) . ابو على عبد الرحيم ابن القاضى ، معروف به قاضى فاضل و ملقب به مجير الدين ، از وزيران ملك ناصر صلاح الدين در سال 529 در عسقلان به دنيا آمد و در سال 596 در قاهره وفات يافت . وفيات الاعيان ، ابن خلكان ، ج 3 ، ص 158 . قاضى فاضل در بلاغت و ان شاء داراى تبحرى خاص بود ، چنان‌كه مسوده‌هاى رسايل او بالغ بر صد جلد مىگرديد و كتابخانه‌اى داشت كه داراى صد هزار جلد كتاب بود . العبر فى خبر من غبر ، حافظ ذهبى ، ج 3 ، ص 115 .