تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
معيارى است كه با آن هر قياسى سنجيده مىشود ، و محكى است كه با آن درستى و نادرستى هر دليل شناخته مىگردد .

المنفعة 86 / 7

عبارت است از آنچه شوق بدان معطوف است ؛ يعنى ، منفعت هر چيزى همان ثمره‌اى است كه شوق به سوى آن گرايش دارد . فايدهء ذكر آن در آغاز كتاب اين است كه دانشجو با دانستن منفعت كتاب اشتياق به تعلم آن پيدا مىكند .

المنى

110 / 1 منى عبارت است از زيادى غذا در مرحلهء آخر خود ؛ زيرا ، غذايى كه وارد بدن مىشود از آغاز وارد شدن آن در معده ، از حالى به حالى ديگر درمىآيد تا آنكه بدن آن را مشابه خود سازد .

الموجود 90 / 1

موجود چيزى است كه فعل از آن انجام مىگيرد و پذيراى فعل نيز مىشود .

الموضوع 69 / 12 ، 16

موضوع عبارت است از هر لفظ دالّى كه لفظ دالّ ديگر به آن نسبت داده شود و خبر آن قرار گيرد و همان است كه نحويان گاهى آن را « فاعل » و گاهى « مبتدا » خوانند ؛ مانند جمله‌هاى « خرج زيد » ، « زيد خارج » ، « زيد خرج » ، « زيد يخرج » كه در همه « زيد » موضوع است .

المولّده ( القوّة

. . . ) 104 / 7 « 153 » يكى از شعب قوهء مخدومه است ، مانند قوه‌اى كه جنين را در رحم و خون را در كبد به‌وجود مىآورد .

النّار الفارسيّة

130 / 11 « 154 » سرخى را گويند ؛ باد كرده پر از آب رقيق ، و پيش از آن سوزش و التهابى كه آرام نمىگيرد .

النّاصور

( ريشى كه بر گوشهء چشم افتد ) 125 / 11 درماق ( گوشهء چشم كه از آن سرشك جارى شود ) اين است كه ماق چشم ترشح كند و زمانى كه ببندد چشم را ، صديدى ( صديد - زرداب ) از آن جارى شود .

النّاطق 75 / 9

ناطق آن موجود زنده‌اى است كه داراى فكر و قياس ( سنجش ) است مثل انسان ؛ و غير ناطق آن حيوانى است كه داراى فكر و قياس نيست .
هامش
( 153 ) . قوهء مولّده قوه‌اى است كه جنين را از منى و خون طمث به‌وجود مىآورد و فعل آن از آغاز آمدن منى در رحم تا انجام تكون جنين ادامه دارد . كامل الصناعة ، ج 1 ، ص 130 . ( 154 ) . آتش فارسى بثره‌اى باشد پر آب رقيق ، با خارش و سوزش صعب ، و سبب آن تيزى خون بود . اغراض ، ص 551 .