دوم : واژهى « نطفه » در نگرش مفسران
مفسران و شارحان مفاهيم قرآن ، در آياتى كه در زمينهى منشأ خلقت انسان آمده ( كه مجموعا دوازده مورد است « 1 » ) نطفه را جز در موارد وجود قيد يا قرينه ، بر آب زايندهى مرد و زن تطبيق كردهاند ، بدون اين كه بيان كنند بين آن دو آب ، تركيبى صورت گرفته است .
با عنايت به آيات شريفه ، مىتوان اين نظر را تقويت كرد كه منظور از واژهى « نطفه » در قرآن كريم ، اگر به معناى آب كم باشد ، مقصود ، آن است كه بشر از آب كمى - خواه آب مذكر و يا آب مؤنث - آفريده شده و اگر به معناى آب صاف شده باشد ، نطفه چكيدهى صاف شدهى وجود انسان است كه بر سلول زاينده ى مرد و زن هر دو تطبيق مىكند ، خصوص كه « نطفه » در آيات يادشده ، جز يك مورد ، به صورت نكره آمده كه با چكيدهى خاص مناسبت دارد . « 2 »
سوم : واژهى نطفه از ديدگاه برخى علما
علما در بيان معناى نطفه گفتهاند : نطفه ، آب مرد به نام منى است كه نطفهى مردانه را حمل مىكند و آب زن ، همان تخمكى است كه نطفهى زنانه را . . . حمل مىكند و نتيجهى تركيب نطفهى مرد به زن ، نطفهى آميخته مىباشد . . . . « 3 »
همچنين در اينباره گفته شده : منى ، آب روان يا آب است كه نطفه را حمل مىكند . « 4 » بنابراين ، اصل در رشد و نمو و حيات انسان ، منسوب به اسپرم و تخمك ( با كروموزومهاى آن ) در مايع مرد و زن است .
با عنايت به مقدمات سهگانه نتايج زير به دست مىآيد :
1 - منظور از نطفه ، اسپرم و تخمك زن هر دو مىباشد ، نه اسپرم تنها و نه تخمك بارور ، مگر اينكه قيد يا قرينهاى بر خلاف باشد .
2 - نسبت دادن خلقت به نطفه در قرآن ، با توجه به سلول زايندهى موجود در مايع منى و تخمك است و اين صفت حيات ( وصف زايندگى ) ، پيش از بارورى و تركيب اسپرم و تخمك در آنها بالفعل موجود است ، لكن زمينهى رشد و نمو مستقيم آن دو براى ايجاد جنين انسان از زمان تركيبشان شروع مىشود و به اين اعتبار نخستين مرحلهى خلقت از « نطفهى امشاج » ( تخمك بارور ) دانسته شده است ، لكن دليل نمىشود كه منظور از واژهى نطفه در قرآن ، تخمك بارور باشد ، بلكه با عنايت به مقدمههاى ذكر شده ، نطفه ، سلول زاينده در اسپرم و تخمك زن مىباشد و در نتيجه ، مىتوان ادعا كرد منظور از واژهى ، « نطفه » در قرآن ، اسپرم و تخمك است ، مگر قيد يا قرينهاى بر خلاف باشد . بنابراين با قسمت نخست قول دوم موافق هستيم كه منظور از نطفه ، هم منى مرد است و هم تخمك زن ، ولى در اينكه بدون قيد يا قرينه ، تخمك بارور را فراگيرد ، به دلايل فوق موافق نيستيم .
روايات استنادى قول دوم مبنى بر اينكه به تخمك بارور تا چهل روز بعد از زمان بارورى در رحم ، نطفه گفته مىشود ، داراى ايرادهايى است :
اولا ، سند اين روايات ضعيف است .
ثانيا ، با برخى روايات ديگر كه مدت زمان اطلاق نطفه در رحم را سى روز مىدانند و با قول برخى از فقها و محدثين بزرگ شيعه ، مثل شيخ طوسى كه مدت زمان نطفه در رحم را 21 روز اعلام نموده است منافات دارد . « 5 »
ثالثا ، روايات يادشده ، مربوط به مسألهى ديه است ؛ يعنى در صورت سقط تخمك بارور تا چهل روز بايد
هامش
( 1 ) . اين آيات عبارتند از نحل / 4 ، كهف / 37 ، حج / 5 ، فاطر / 11 ، يس / 77 ، غافر / 67 ، نجم / 45 و 46 ، مؤمنون / 13 و 14 ، قيامت / 37 و 38 ، انسان / 2 ، عبس / 19 .
( 2 ) . على اكبر قريشى ، قاموس القرآن ، ج 7 ص 78 و 79 .
( 3 ) . داود سلمان السعدى ، همان ، ص 58 به بعد و 84 به بعد .
( 4 ) . همان ، ص 42 .
( 5 ) . ر . ك : محمد حسن نجفى ، همان ، ج 43 ، ص 367 - 369 .