نطفه در رحمى غير از رحم همسر است كه بايد بررسى گردد .
مقدمتا مىگوييم آيا واژهى « نطفه » ذكر شده در روايات بر تخمك بارور ( آميختهى اسپرم و تخمك ) اطلاق مىگردد تا موضوع بحث را فراگيرد يا اينكه تنها بر « ماء الرجل » و « ماء المرئة » يعنى منى مرد و تخمك زن اطلاق مىگردد كه در اين صورت روايات بر موضوع بحث تطبيق نمىنمايند و اگر تطبيق نمايند ، دستكم اطلاق نداشته و از موضوع بحث انصراف دارند .
مفسران و قاموسنويسان مفاهيم قرآنى ، در تطبيق آن بر هريك از دو مورد ذكر شده اختلاف دارند :
عدهاى مىگويند : واژهى نطفه تنها بر « ماء الرجل » يعنى « منى مرد » صادق است . دليل آنها اين آيه است :
خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ * يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ
« 1 » « از آب جهندهاى خلق شده [ كه ] از صلب مرد و ميان استخوانهاى سينهى زن بيرون مىآيد . »
چگونگى استدلال به صورت زير است : اولا ، توصيف « ماء » به « دافق » نشاندهندهى اين است كه اين صفت ، جز در منى مرد تحقق پيدا نمىكند و ثانيا ، آيهى بعد از اين آيه ، ماء دافق را چنين توصيف كرده كه از بين دو چيز خارج مىگردد . وصف بينونت ، اقتضا دارد كه موصوف آن بين دو چيز مربوط به هم ( آن هم در يك مكان ) باشد ، نه اينكه از دو مكان جداگانه بيرون آيد ( و يا در فرض بحث بعد از برداشت از دو مكان متفاوت ، تركيب شده باشد ) . ازاينرو ، بعيد است منظور از واژهى نطفه در قرآن مخلوطى از آب مرد و آب زن باشد ، بلكه تنها بر منى مرد بعد از دفق ، اطلاق مىشود . « 2 »
چنين روايات به صراحت و يا به تلويح واژهى « نطفه » را منحصر در اجزاى ژنتيكى متعلق به مرد مىدانند و پس از تركيب آن با تخمك ، مشمول عنوان « علقه » معرفى مىكنند ؛ به عنوان نمونه : از امام صادق « عليه السلام » نقل شده است :
« . . . انّ النطفة اذا وقعت في الرحم تصير الي علقة ثم الي مضغة . . . » « وقتى كه نطفه در رحم واقع شد علقه مىشود ، سپس مضغه » . پس نطفه شامل مرحلهى قبل از لقاح مىباشد . « 3 »
عدهاى ديگر مىگويند : نطفه ، هم بر آبى كه از صلب مرد و هم بر آبى كه از ترائب زن خارج مىشود ، اطلاق مىشود . لذا خارج شدن « ماء دافق » از دو مكان جدا از هم با استعمال واژهى « بين » در
« مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ »
منافات ندارد . منظور آيه اين نيست كه از مكانى كه در وسط أضلاع و ظهر ( پشت ) هستند ، بيرون مىآيد . « 4 » اگر چنين باشد با آيهى ديگر كه مىگويد :
وَ حَلائِلُ أَبْنائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلابِكُمْ
« 5 » ( خود اصلاب ، منشأ خلقت است ) ، منافات خواهد داشت .
بنابراين ، نطفه كه منشأ خلقت جنين است همان آب مرد و زن است بعد از تركيب . ابن عباس در تفسير آيهى
إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْناهُ سَمِيعاً بَصِيراً
« 6 » گفته است : آب مرد كه سفيد و غليظ است با آب زن كه زرد و رقيق است تركيب مىشود و از آن دو فرزند خلق مىگردد « 7 » . همچنين پارهاى از
هامش
( 1 ) . طارق / 6 و 7 .
( 2 ) . براى آگاهى بيشتر ر ك : محمد سلام مدكور ، الجنين و الاحكام المتعلقة به فى الفقه الاسلامى ، ص 42 و الموسوعة الفقهية ، ج 16 ، ص 119 .
( 3 ) . سيد قاسم جعفرزاده ، همان ، شمارهى 13 .
( 4 ) . عبد الفتاح محمود ادريس ، « الإجهاض من منظور اسلامي » ، مجلة الحكمة ، 1417 ق ، شمارهى 9 ، ص 126 و محمد سلام مدكور ، همان ، ص 43 .
( 5 ) . نساء / 23 .
( 6 ) . انسان / 2 .
( 7 ) . ر . ك : عبد الفتاح محمود ادريس ، همان ، ص 127 و 128 و ر .
ك : محمد سلام مدكور ، همان ، ص 43 ، 59 ، و محمد مؤمن قمى ، همان ص 51 و 52 .