حلال مىباشد كه خداوند آنها را به عنوان نعمتى از نعمتهاى خود به منظور برخوردارى انسان مطرح نموده و در پايان برخى از آيات او را نسبت به شناخت نعمتها و شكرگزارى از ذات اقدس الهى متذكر ساخته است . « 1 »
از سويى ديگر ، حدود 17 مورد از 109 مورد ، لفظ اشتقاقى « اكل » به عنوان انذار و نهى انسان از خوردن مال حرام ، مال يتيم و اموال ناحق يا آنچه از طريق ربا به دست آمده ، خوردن غذا بدون توجه به نام و ياد خدا به امر شيطان و راه باطل ، در آيات و سوره هاى مختلف آمده است .
همچنين ، در بررسى آيات قرآنى مىبينيم كه مادهى شرب به معناى آشاميدن ، با 18 اشتقاق ، 39 بار در آيات مختلف آمده است كه حدود 8 مورد آن به ارشاد و توجه انسان نسبت به برخوردارى از آب و ديگر نوشيدنيهاى مطبوع و گوارايى كه خداوند براى بشر آفريده مربوط است و انسان با استفاده از آنها بايد خداوند را شكرگزار باشد . از سوى ديگر ، واژهى طعام به هر نوع خورش يا غذاى انسانى اطلاق مىشود و از جمله نيازهاى اوليه در تأمين زندگى و سلامتى آدمى است و در زبان عرب بيشتر گندم و جو را در بر مىگيرد « 2 » . مادهى طعم ( به معناى غذا دادن و غذا خوردن ) 48 مورد با 24 اشتقاق در آيات مختلف قرآن كريم ذكر شده است كه از اين موارد 6 بار به اصل كلى غذاها اشاره شده ، 6 بار نسبت به اطعام مساكين توصيه شده ، 6 بار بخل و خوددارى مردم تنگنظر را از اطعام مردم مستحق و نيازمند مورد نكوهش قرار داده و تنها در بخشى از دو آيه ، با مشخص و مستثنى كردن غذاهاى حرام ، انسان را از مصرف آنها نهى فرموده است . ضمنا ، 4 بار نيز جبران كفارهى گناهان را از طريق إطعام مستمندان جايز و ممكن دانسته است . همچنين انواع مواد غذايى را در قرآن كريم نسبت به منشأ ايجاد آن نيز مىتوان به دو دستهى گياهى و حيوانى به نحو زير تقسيم بندى كرد :
غذا با منشأ گياهى : در قرآن كريم ، از مادهى نبت به معنى روييدن با 11 اشتقاق ، 26 مورد در آيههاى مختلف ذكر شده است و به غير از سه مورد آنكه رويش نباتات را شامل نمىشود ، در 23 مورد ديگر خداوند روييدن گياهان را در زمين نعمتى از الطاف خود براى انسان دانسته و آنها را ضمن برخوردارى از اين خير و نيكى ، به شكرگزارى و شناخت منعم يادآورى كرده است . به علاوه ، در قرآن كريم كلمات ديگرى نيز به معناى سبزيهاى خوراكى ويژه كه با چيدن دوبار روييده مىشوند ، وجود دارد مثلا « قضبا » در آيهى «
وَ عِنَباً وَ قَضْباً
» « 3 » و ابّا در آيهى
وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا
« 4 » .
كه اولى به معنى مزارع سبزى مورد مصرف انسان و دومى مراتع يا چراگاههاى حيوانات است . علاوه بر آيههاى فوق كه در آنها از نعمت روييدنيها در زمين به طور اعم ياد شده ، در قرآن كريم آيههاى ديگرى نيز وجود دارد كه به صورت كلى از ميوهها ذكرى به ميان آمده است . از 19 مورد لفظ ميوه ( فاكهه و اشتقاقات آن ) « 5 » 13 مورد آن مربوط به برخوردارى متقيان و صالحان از ميوههاى بهشتى است و تنها سه مورد آن ميوههاى زمينى را به عنوان يكى از نعم
هامش
حدى مطلوب شارع است كه بر شرك آن عقوبتى بار نمىشود بلكه صرفا منافع مكلّف را در بر دارد .
( 1 ) . محمد رضا نورى ، تغذيه در قرآن كريم ، ص 39 ، انتشارات واقفى ، چاپ اول .
( 2 ) . تفسير ابو الفتوح رازى در سوره مائده ، به نقل از لغتنامهى دهخدا .
( 3 ) . عبس / 28 .
( 4 ) . عبس / 31 .
( 5 ) . محمد رضا نورى ، تغذيه در قرآن ، ص 45 .