به كار مىبرند ، از فوايد مثبت آن - حفظ بهداشت و سلامت بدن و در نهايت افزايش طول عمر انسانها - نيز بهرهمند مىشوند ، زيرا بر اين حقيقت مسلّم واقفند كه تغذيهى نامطلوب ، با كاهش رشد و نمو ، افزايش كسالت و بيماريها ، كاهش قدرت خلاقهى جسمى و فكرى ، بىتفاوتى و نبود دلبستگى همراه است كه علاوه بر كاهش نيروى انسانى سالم و تندرست ، تعداد افراد سربار جامعه را افزايش مىدهد . « 1 »
رابرت مك كاريسن ، در تحقيقى كه در سال 1920 انجام داد ، نقش و اهميت تغذيه در رشد و سلامتى افراد را آشكارا ثابت كرد . وى با تعيين سه گروه مختلف از هنديان - از نظر اندازههاى بدنى ، سلامت در طول عمر ، زاد و ولد و كمى مرگومير در اطفال - روى چهار گروه موش سفيد آزمايشهايى انجام داد و تغذيه را به صورت كلاسيك به دنيا معرفى كرد .
اين دانشمند ، غذاى هر گروه را به يك زوج ( نر و ماده ) داد . گروه چهارم را به عنوان شاهد با غذاى معمولى موشها تغذيه كرد كه به طور مصنوعى از مخلوط كازئين ( پروتئين شير ) ، فيبر غذايى ( پوسته غلات ) ، روغن گياهى ، نشاسته ، املاح و ويتامينهاى لازم تهيه شده بود .
موشها از لحاظ نژاد ، جنس ، سن ، وزن ، دوقلو بودن ، وضع و موقعيت زندگى مشابه با محيط آرام ، آب فراوان و قفس جداگانه ، به طور يكسان در نظر گرفته شدند و تنها غذاى آنها تفاوت داشت .
در ضمن ، موشها به غذا عادت نكرده بودند ، چون پس از پايان دورهى شيرخوارگى مورد آزمايش قرار گرفتند . بنابراين ، تنها عامل غذايى باعث تغيير در رشد و وضع سلامت ، گروههاى انسانى ساكن هند و حيوانات تغييراتى نشان دادند . در همين زمان ، طول قد كودكان ژاپنى و انگليسى در زمان جنگ جهانى دوم تحت تأثير غذاى داراى پروتئين ، افزايش مشخّصى را نشان داد . قدّ كودكان ژاپنى با تغذيهى مناسب در سنّ 12 سالگى ، نسبت به همسالان خود كه تغذيهى بدى داشتند ، 8 سانتىمتر بلندتر بود و كودكان 13 سالهى انگليسى ، تفاوتى در حدود 5 / 12 سانتىمتر نشان دادند . « 2 »
همچنين ، در مورد سابقهى علم تغذيه در فرهنگ اسلامى ، دستورات مفيد و ارزشمندى در چهارده قرن قبل مطرح شده است كه در ادامهى كتاب ( بخش قرآنى و روايات ) بيان شده است .
در قرآن كريم واژهى « تغذيه و غذا » يا مشتقّاتى از اين دو واژه عينا نيامده است « 3 » ولى الفاظ و كلماتى كه به نحوى مىتواند با مسائل تغذيه در ارتباط باشد ، همچون « اكل ، شرب و طعام از ماده اكل ، شرب و طعم » فراوان به چشم مىخورد ؛ به طورى كه از مادهى « اكل » كه به معناى خوردن است ، 109 مورد با 30 اشتقاق آمده است كه آنچه از اين 109 مورد به نحوى با زمينهى مورد بحث ما كه مسألهى تغذيه افراد بشر است ارتباط مىيابد ، حدود 41 آيه به عنوان جنبه هاى ارشادى « 4 » امر تغذيه و وجود غذاهاى پاك و
هامش
( 1 ) . اسماعيل دلپيشه ، اصول تغذيه و بهداشت مواد غذايى ، ص 1 .
( 2 ) . مرورى بر تغذيه ، دكتر حسن محمديها ، مركز خدمات علمى رزمندگان اسلام ، 1371 ، ص 1 .
( 3 ) . در اغلب فرهنگها « تغذيه » به معناى « چاشت دادن يا طعام صبح خوردن » آمده است . ولى آنچه در اينجا بيشتر مورد نظر است . معنايى است كه از كلمهى انگليسىNutritionياNutrimentاقامه مىشود و آن به مفهوم كسب نيرو از طريق خوردن غذا يا برخوردارى انسان از راه خوردن و آشاميدن مواد غذايى موجود در زمين است . در قرآن كريم نيز دو بار از مائده در سورهاى به همين نام ياد شده كه به معناى خوان آراسته به طعام و نعمت آسمانى است .
( 4 ) . جنبههاى ارشادى در برابر جنبههاى مولوى قرار دارد و به اين مفهوم است كه اتيان مداليل خارجى اوامر بارى تعالى تا